ترجمه
تسلسل در علل محال است . برهان بر « 1 » مطلب اين است كه وجود معلول نسبت به علت خود رابط هست و قوامى بدون آن ندارد . و علت همان مستقلى است كه به معلول قوام مىدهد . حال اگر علت او معلول براى ثالث و بيشتر باشد نسبت به ما فوق خود غير مستقل به حساب مىآيد . در اين صورت اگر سلسله تا بىنهايت به پيش رود و به علتى كه خود معلول نباشد و مستقل و غير رابط باشد - نرسد هيچ يك از اجزاى سلسله محقق نمىگردد ؛ چون وجود رابط بدون وجود مستقل محال است .
شرح
برهان نخست ، برهانى است كه مؤلف حكيم رحمه الله خود بر امتناع تسلسل اقامه مىفرمايند و شايد اين برهان از سادهترين و رساترين براهين باشد . حاصل آن اين است كه معلول در قياس با علت خود وجود رابط به شمار مىآيد و وجود رابط استقلالى از خود ندارد ، بلكه قائم به علت خود است .
حال اگر براى سلسله نقطهء آغاز كه مجموع سلسله به او منتهى مىگردد وجود داشت او همان علة العلل است و مطلوب ثابت است ، ولى اگر در يك سلسله اجزاى بىنهايت سلسله به يك نقطهء آغاز نرسد و تمام سلسله محكوم به معلول و رابط بودن شوند سؤال اين است كه چگونه مجموع سلسله كه در حكم يك معلول به شمار مىروند و همه رابط هستند ، بدون مقوم و علتى كه خود رابط نباشد مىتواند موجود شود . و چون رابط بدون علت مستقل نمىتواند موجود شود پس مجموع سلسلهاى كه محكوم به رابط بودن است نمىتواند موجود شود .
نتيجه اين كه فرض تحقق سلسلهاى كه همهء اجزاء ، محكوم به رابط بودن و عدم استقلال هستند بدون علت نخستين كه خود ديگر معلول نباشد امر محالى است . از اين رو تسلسل علل و معاليل امر نامعقولى است .
هامش
( 1 ) . اين برهان را مؤلف خود ابداع فرمودهاند همانطور كه از تعليقهء استاد بر اسفار ، ج 2 ، ص 166 استفاده مىشود و ممكن است آن را به برهان وجود رابط نام گذاريم