تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
وحدت او وحدت عددى ضعيفى است و به دليل ضعف وحدت ، او مىتواند به علت‌هاى متعددى مستند باشد . مانند هيولى كه يك واحد عددى محسوب مىشود و چون هيچ تحصل و فعليتى ندارد ومحض القوة است از اين رو براى تحصل خود محتاج به صورت نوعيه است تا آن را فعليت ببخشد . قابل ذكر است صورت‌هاى نوعيه را يكى پس از ديگرى موجودات تجرّدى به نام فرشتگان كه تدبير عالم مادى به دست آنها سپرده شده‌است به هيولى افاضه مىكنند . بنابراين هيولى به عنوان يك جوهر قابل پيوسته پذيراى صورت‌هاى نوعيه‌اى است كه توسط مجردات بر آنها افاضه مىشود . در اين جا صورت‌هاى نوعيه ، علت‌هاى كثير براى تحصل يك معلول به نام هيولى هستند و چون هيولى - به دليل فقدان فعليت و تحصل - ضعيف است مانعى ندارد كه از نظر موجوديت قائم به علت‌هاى متعدد و متكثر باشد . البته مطلب فوق مبتنى بر نظريه كون و فساد است . يعنى مبنى بر نظريه كسانى است كه تا قبل از صدرالمتألهين قائل به حركت جوهرى نبودند و معتقد بودند يك صورت نوعيهء جديد كه مىآيد صورت نوعيه قبل از بين مىرود و سپس صورت جديد حاصل مىشود ( خلع و لبس ) به عبارت ديگر ماهيت با پذيرش صورت جديد صورت قديم را كه به منزلهء يك لباس هست از تن بدر مىكند و صورت جديد را ، مىپوشد . اما بنابر نظريهء حركت جوهرى تعاقب صور نوعيه از باب لُبس بعد از لُبس است . در مسير تكامل جوهر مادى ، صورت نوعى يك موجود به سوى تكامل رشد مىكند . مثلًا نطفه به سوى علقه و از آن به سوى مضغه و از مضغه به سوى جنين و انسان كامل در حركت است و اين در حقيقت ، تكامل يك صورت است نه توارد چند صورت . بر اساس اين نظريه علتِ تحصل هيولاى نطفه ، يك صورت است كه پيوسته در حال حركت و تغيير شكل است . فقط يك معلول به نام هيولى و يك علت به نام صورت نوعيه وجود دارد نه چند صورت نوعيه .