تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
يك معلول است . در حالى كه در جاى خود براهين قطعى بر قدرت مطلقه و بىنهايت او اقامه گرديده و روشن شده است كه هستى با كثرات بىنهايت خود همه معلول قدرت اوست و علتى براى آنها جز خداوند متعال نيست . قرآن هم در زمينهء خلقت عمومى و قدرت شامل او مىگويد :
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ »
« 1 » در جاى ديگر مىفرمايد :
« أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
« 2 » پس چگونه اين قاعده قدرت او را در يك موجود خلاصه مىكنيد .

جواب از اشكال

متن ويردّه أنّه مستحيلٌ بالبرهان ، والقدرة لا تتعلّق . . . المعلول معلول حقيقةً . ترجمه اين اعتراض از آن جهت كه برهان ، صدور كثير از واحد را محال مىداند مندفع است و قدرت به محال تعلق نمىگيرد ؛ چون محال ، بطلان محض است و شيئيتى بر آن نيست . نتيجه مىگيريم كه ( در عين قبول قاعدهء فوق ) قدرت مطلقه هم‌چنان به اطلاق خود باقى است و هر موجودى معلول اوست ؛ حال يا بدون واسطه چنين است يا معلولِ ، معلول اوست . و معلولِ معلول هم حقيقتاً معلول است . شرح در پاسخ مىگويند برهان ، صدور معلول كثير از علت واحد را محال مىداند و چيزى كه محال است قدرت بدان تعلق نمىگيرد . دليل اين كه معلول كثير از علت واحد صادر نمىشود گذشت و گفتيم صدور كثير مستلزم جهات كثير در ذات علت
هامش
( 1 ) . زمر ، آيه 62 ( 2 ) . بقره ، آيه 106
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 185 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى