تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
خداى تعالى بسوى شما باشم و مرا به وحى معارف و شرايع اختصاص داده باشد و با آيتى روشن كه دلالت بر صدق من در ادعايم مىكند تاييد كرده باشد باز هم من در رأى و روشم سفيه هستم ؟ و آيا در چنين زمينه اى آنچه من شما را بدان مىخوانم سفاهت و دعوت من ، دعوتى سفيهانه است ؟ و آيا در اين دعوت من زورگويى و تحكمى است از من بر شما و يا دعوت من سلب آزادى شما است ؟ اين من نيستم كه از شما سلب آزادى كرده باشم ، اين خداى سبحان است كه مالك شما و مالك هر چيز است و شما به همين جهت كه مملوك خدا هستيد نسبت به ذات مقدس او نمىتوانيد آزاد باشيد بلكه به حكم عقل و به مقتضاى بندگيتان بايد امر او را اطاعت نموده ، حكمش را گردن نهيد و او به مقتضاى ربوبيتش شما را به هر چه بخواهد امر مىكند كه حكم تنها براى او است و شما بسوى او باز مىگرديد .
در جمله * ( « وَما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْه » ) * ماده مخالفت با حرف « الى » متعدى شده ( با اينكه على القاعده بايد با حرف « فى » متعدى مىشد و مىفرمود : من نمىخواهم شما را در آنچه از آن نهيتان مىكنم مخالفت كنم ) و اگر اينطور نفرمود و در عوض فرمود : « من نمىخواهم شما را به سوى آنچه از آن نهيتان مىكنم مخالفت كنم » براى اين بوده كه مخالفت در اينجا علاوه بر معناى لغوى خودش متضمن معناى ديگرى كه آن معنا هميشه با حرف « الى » متعدى مىشود نيز هست نظير ميل كردن و امثال آن و در نتيجه معناى آن چنين مىشود : « من نمىخواهم با شما مخالفت نموده ، به آن چيزى كه شما را از آن نهى كرده‌ام متمايل شوم » ، بنا بر اين ، تقدير آيه چنين است : « ما اريد ان اخالفكم مائلا الى ما انهيكم عنه » « 1 » و يا تقديرش اين است كه : « ما اريد ان اميل الى ما انهيكم عنه مخالفا لكم » « 2 » . و اين جمله جواب از تهمتى است كه به آن جناب زدند و گفتند او مىخواهد آزادى در عمل را از آنان سلب كند و آنان را برده خود و در تحت فرمان خود قرار دهد و بر آنان حكمرانى كند ، و حاصل جواب اين است كه اگر منظور شعيب اين بوده كه آزادى را از مردم سلب كند ( از خود سلب آزادى نمىكرد ) ، قهرا خودش هر چه مىخواست مىكرد و در نتيجه آنچه را كه مردم را از آن نهى كرده بود مرتكب مىشد و عملا با آنان مخالفت مىكرد ، و حال آنكه او نمىخواست با مردم مخالفت كند ، پس آن هدف نامشروعى كه مردم وى را به آن متهم كردند
هامش
( 1 ) من نمىخواهم مخالفت شما كنم در حالى كه متمايل شوم به چيزى كه شما را از آن نهى كرده‌ام . ( 2 ) من نمىخواهم به چيزى متمايل شوم كه شما را از آن نهى كرده‌ام در حالى كه مخالفت شما را بر سر داشته باشم .