نكته سوم اينكه : مردم مدين در كلام خود كلمه « اموال » را به ضمير متكلم مع الغير اضافه نموده ، گفتند : « اموالنا » تا به حجت ديگرى كه عليه شعيب ( ع ) داشتند اشاره نموده ، بگويند : وقتى چيزى مال كسى شد ديگر هيچ عاقلى شك نمىكند در اينكه آن شخص مىتواند در مال خود تصرف كند و ديگران با اعتراف به اينكه مال ، مال او است حق ندارند با او در باره آن مال معارضه كنند و نيز هيچ عاقلى شك نمىكند در اينكه صاحب مال طبق روش و كيفيتى كه سليقه و هوش و ذكاوتش او را هدايت مىكند مال خود را در مسير زندگيش خرج نموده و با آن ، امر معيشت خود را تدبير كند و ديگران در اين باره نيز حق مداخله در كار او را ندارند .
نكته چهارم اينكه : آن قسمت جمله * ( « أصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ ) * . . . * ( إِنَّكَ لأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ » ) * كه دعوت شعيب را زير سر نماز او دانسته و اينكه نسبت امر و نهى را تنها به نماز دادند و نه به كسى ديگر اساسش بر استهزاء و تمسخر بود اما آن قسمتش كه او را مردى حليم و رشيد خواندند ، چون از اينكه در جمله * ( « إِنَّكَ لأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ » ) * مطلب را از سه راه تاكيد كردند :
يكى بوسيله حرف « ان » و يكى بوسيله حرف « لام » و يكى از اين راه كه خبر « ان » را جمله اسميه آوردند ، به دست مىآيد كه خواستهاند به وجه قوىترى حلم و رشد را براى آن جناب اثبات كنند تا ملامت و انكار عمل او و يا به عبارتى ديگر زشتى عمل او نمودارتر گردد زيرا عمل سفيهانه از هر كسى بد است ولى از كسى كه حليم و رشيد است بدتر است و شخصى كه داراى حلم و رشد است و هيچ شكى در حلم و رشد او نيست هرگز نبايد به چنين عمل سفيهانه اى دست بزند و عليه حريت و استقلال فكرى و عقيدتى مردم قيام نمايد .
با اين بيان روشن شد كه بسيارى از مفسرين در تفسير اين آيه دچار چه اشتباهى شدهاند كه توصيف آن جناب به حلم و رشد را نيز از باب استهزاء گرفته و گفتهاند : منظور قوم مدين از اين توصيف اين بوده كه بگويند : تو نه حلم دارى و نه رشد بلكه مردى جاهل و گمراهى .
* ( « قالَ يا قَوْمِ أرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْه رِزْقاً حَسَناً . . . » ) *
مراد از اينكه فرمود : « من بر بينه اى از پروردگارم هستم » اين است كه من آيت و معجزه اى دارم كه دلالت بر صدق من بر ادعاى نبوتم دارد ، و مراد از اينكه گفت : « خداى تعالى از ناحيه خود رزق نيكويى به من داده » اين است كه به من وحى نبوت داده كه مشتمل است بر اصول معارف و فروع شرايع ، و ما در سابق توضيح اين دو كلمه را داديم .
و معناى آيه اين است كه شما مردم به من خبر دهيد كه اگر من فرستاده اى از ناحيه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٤٨