حال مجتمع ضرر دارد و يا حد اقل نفعى به حال مجتمع ندارد زيرا ركنى از اركان مصالح اساسى را مختل و باطل مىسازد و مشاهده اين گونه اعمال از بعضى افراد مجتمع ( و دلسوزيش به حال مجتمع ) وادارش كند به اينكه آن افراد را نصيحت و موعظه كند و به راه رشد ، ارشادشان نموده ، به عملى امرشان كند كه بر آنان واجب است و از عملى نهيشان كند كه بايد از آن اجتناب كنند ، به اين فرد نمىگويند تو ، به افراد مجتمع تحكم كرده اى و حريت آنها را سلب نموده اى ، براى اينكه گفتيم افراد مجتمع در قبال مصالح عاليه و احكام لازم الاجراء و مصالحى كه رعايتش براى مجتمع لازم است آزادى ندارند تا كسى آن را سلب كند و در حقيقت امر و نهيى كه اين فرد دلسوز مىكند امر و نهى واقعى نيست بلكه امر و نهى مصالح مذكور است ، مصالحى كه قائم به مجتمع ، « من حيث هو مجتمع » است مصالحى كه قائم به شخصيتى وسيع به مقدار وسعت مجتمع است و اين فرد دلسوز زبان ناطق آن مصالح است و لا غير و چيزى از خود ندارد .
نشانى و علامت اين معنا اين است كه خود آن فرد دلسوز آنچه كه به مردم مىگويد انجام دهيد ، انجام مىدهد و از آنچه كه مردم را از ارتكاب آن نهى مىكند اجتناب دارد و فعلش مخالف قولش ، و نظرش منافى با عملش نيست ، چون طبع هر انسانى چنين است كه بر منافع خود و رعايت مصالحش تحفظ دارد ، حال اگر فرض شود آنچه اين فرد دلسوز ، ديگران را بدان دعوت مىكند خير بوده و مشترك باشد بين او و ديگران ، هرگز خودش خلاف آن نمىكند و هرگز چيزى را كه براى ديگران خير و خوب مىداند خودش آن را ترك نمىكند و به همين جهت است كه شعيب ( ع ) به منظور تتميم فايده و دفع هر تهمتى كه ممكن است به وى بزنند ( بنا به نقل قرآن كريم ) اضافه كرد كه : « وَما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ » « 1 » .
پس جناب شعيب ( ع ) با اين جمله اش كه گفت : * ( « وَما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ . . . » ) * اشاره كرد به اينكه آنچه من شما را از آن نهى مىكنم از امورى است كه صلاح مجتمع شما كه من فردى از آنم در آن است و بر همه واجب است آن را مراعات نموده و به هيچ وجه ترك نكنند ، نه اينكه پيشنهادى باشد كه من به دلخواه خودم كرده باشم و شما را مجبور به انجام آن نموده باشم . و چون منظور آن جناب اين بوده ، لذا دنبالش فرمود :
هامش
( 1 ) و من از شما در مقابل اين دعوتم هيچ اجرى درخواست نمىكنم چون اجر من جز بر خداى رب العالمين بر عهده هيچ كس نيست . « سوره شعراء ، آيه 180 »