تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
مىرسد كار بدى مىكند عجله نموده و در انتقام از كسى كه به نظرش مىرسد مجرم است شتاب نمىنمايد بلكه صبر مىكند تا حقيقت امر برايش روشن گردد ، اين است معناى حلم و اين است طرز رفتار شخص حليم و همچنين كسى كه به راستى رشيد است در هيچ كارى كه در آن ضلالت و سردرگمى است اقدام نمىكند و تو كه مردى رشيد هستى چگونه به مثل چنين عمل سفيهانه اى كه صورتى جز جهالت و گمراهى ندارد اقدام كرده اى ؟ ! پس با اين بيان چند نكته روشن مىگردد : نكته اول اينكه : اهل مدين دعوت شعيب را مستند به نماز او كردند ، چون در نماز دعوت و بعث به معارضه با آن قوم است در پرستش بتها و كمفروشى آنها . و اين همان سرى است كه آنها از آن اين گونه تعبير كرده‌اند : « * ( أصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ . . . - ) * آيا نمازت تو را امر كرده كه ( ما بتپرستى را ) ترك كنيم » نه اينكه « أصلاتك تنهاك ان نعبد ما يعبد آباؤنا - آيا نمازت تو را نهى كرده كه آنچه را كه پدرانمان مىپرستيدند بپرستيم ؟ » ، در حالى كه در طبع آدمى تعبير از منع ، بوسيله نهى از فعل بهتر است از امر به ترك فعل . و به همين خاطر حضرت شعيب در پاسخ از گفتار آنان كلمه « نهى » را استعمال كرد نه كلمه « امر به ترك فعل » را و فرمود : * ( « وَما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْه » ) * و نگفت « الى ما آمركم بتركه » . به هر حال منظور آيه يك چيز است و آن اين است كه بفهماند آن جناب مردم را از پرستش بتها و از كمفروشى منع مىكرد ، دقت بفرماييد ، چون اين از لطايف اين آيه است كه مملو از لطافت و نيكويى است . كه با دقت بدست مىآوريد كه تعبير * ( « أصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ . . . » ) * در اين آيه تعبيرى است مالامال از لطافت و حسن . نكته دوم اينكه : مردم مدين در كلام خود گفتند : « * ( أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا ) * - اينكه ما ترك كنيم آنچه را كه پدران ما مىپرستيدند » و نگفتند : « ان نترك آلهتنا - اينكه ما خدايانمان را ترك كنيم » و يا « ان نترك الاوثان - اينكه ما بتها را ترك كنيم » و اين بدان جهت بود كه خواستند با اين تعبير خود اشاره كنند به دليلى كه در اين باره دارند و آن اين است كه اين بتها را خود ما درست نكرده و پرستش آن را آغاز ننموده‌ايم بلكه پدران ما آنها را مىپرستيدند پس پرستش آنها يك سنت ملى و قومى است و چه عيبى دارد كه انسان سنت ملى و ديرينه خود را كه خلفها از سلف خود ارث برده‌اند و نسلها يكى پس از ديگرى بر طبق آن سنت نشو و نما نموده‌اند محترم شمرده و بر طبق آن عمل كند ، ما نيز هم چنان آلهه خود را مىپرستيم و به دين خود كه دين آباء ما است پاىبنديم و رسم ملى خود را از اينكه به بوته فراموشى سپرده شود حفظ مىكنيم .