مشتريان نيز بهاى بيشتر را بخاطر همين زحمات او مىدهند چون او با اين عمل خود امر دادوستد را براى آنان آسان مىسازد ، پس تاجر در تجارتش ربحى مشروع دارد ، ربحى كه مجتمع به مقتضاى فطرتش به دادن آن راضى است زيرا همانطور كه گفتيم او از نقاط مختلف ، اجناس مختلف و كالاهاى مورد حاجت مجتمع را گرد مىآورد و راه افراد مجتمع را نزديك مىكند . پس منظور جمله مورد بحث اين است كه اگر به خداى تعالى ايمان داريد ربحى كه بقيه اى است الهى و خداى تعالى شما را از طريق فطرتتان بسوى آن بقيه هدايت فرموده بهتر است از مالى كه شما آن را از طريق كمفروشى و نقص مكيال و ميزان به دست مىآوريد ، آرى مؤمن تنها از راه مشروع از مال بهره ورى مىكند ، از راهى كه خداى تعالى او را از طريق حلال به آن راهنمايى كرده و اما مالهاى ديگر كه خدا آن را نمىپسندد و مردم نيز آن را به حسب فطرتشان نمىپسندند ، خيرى در آن نيست و انسان با ايمان احتياجى به چنين مالى ندارد .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : اشتراط به ايمان در جمله « * ( إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * - اگر ايمان داريد » براى اين است كه بفهماند اشتراط ايمان تنها براى علم به صحت كلام خداى تعالى است نه براى اصل آن كلام ، يعنى در حقيقت خواسته است بفرمايد : اگر ايمان داشته باشيد علم پيدا مىكنيد و مىفهميد كه سخن من درست است و بقية اللَّه برايتان بهتر است .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : معناى آيه اين است كه ثواب اطاعت خدا براى شما بهتر است اگر مؤمن باشيد . و معلوم است كه اين مفسر بقية اللَّه را به معناى ثواب آخرتى خداى تعالى گرفته ، و نيز معلوم است كه خداى تعالى به كسى ثواب اطاعت مىدهد كه ايمان داشته باشد .
بعضى ديگر نيز معانى ديگرى براى شرط مورد بحث كردهاند .
* ( « وَما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ » ) * - يعنى هيچ چيز شما به قدرت من بستگى ندارد ، نه جانتان ، نه عملتان ، نه طاعتتان و نه رزق و نعمتتان ، براى اينكه من تنها و تنها رسولى براى شما هستم و جز ابلاغ رسالت هيچ كار و مسئوليت ديگرى ندارم ، اين خود شماييد كه پس از دريافت رسالتم در باره خود تصميم بگيريد يا روشى را انتخاب كنيد كه رشد و خير شما در آن است و يا روشى را كه منتهى به سقوط شما در ورطه هلاكت مىگردد و اما من نه قادر به آنم كه خير را بسوى شما جلب كنم و نه اينكه شرى را از شما دفع نمايم ، در نتيجه جمله مورد بحث نظير جمله زير خواهد بود كه مىفرمايد : « فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِه وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ » . « 3 »
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 187 ، چاپ ايران .
( 3 ) اگر كسى بصيرت خود را به كار زند به نفع خود زده و كسى هم كه كوردلى كند عليه خود كرده و اما من حافظ و نگهبان شما نيستم . « سوره انعام ، آيه 104 »