* ( « وَإِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا . . . » ) *
مضمون اين آيه هر چند از حقايقى است عمومى و جارى در اغلب مردم و در اكثر اوقات - چون هيچ انسانى نيست كه در طول زندگيش بعد از برهه اى آسايش گرفتار ناملايمات نگردد ، بلكه كمتر اتفاق مىافتد كه گرفتاريها در حق يك انسان مكرر نشود - و ليكن آيه مورد بحث از نظر زمينه آيات قبلش گويا مىخواهد كنايه اى به مشركين و نيرنگهايى كه در باره آيات خدا به كار بردهاند بزند . دليل بر اينكه آيه شريفه نمىخواهد آن مطلب عمومى را تذكر دهد و بلكه روى سخن تنها با مشركين دارد ، اين است كه در آخر همين آيه مىفرمايد : * ( « قُلِ اللَّه أَسْرَعُ مَكْراً » ) * . معلوم مىشود نظر در آيه شريفه متوجه به مكر طائفه خاصى است ، همان طائفه اى كه روى سخن در اين آيات به ايشان است . و بدين جهت روى سخن متوجه آنان شده كه نسبت به آيات « سراء » و « ضراء » اى كه آيت بودنش واضح است مكر مىكنند ، و يكى از مكرهايى كه كردند مكرى است كه در باره قرآن كردند ، قرآنى كه آيتى است الهى و رحمتى است از او ، كه اين رحمت را بعد از ضراء جهالت و تنگى عمومى معيشت و ذلت و تفرقه و دورى دلها از يكديگر ، و حاكميت بغض و كينه در آنها به آنان چشانيد ، تا از سراء علم و معرفت و فراخى زندگى و عزت و وحدت كلمه و صفا و صميميت برخوردارشان بسازد ، ولى در باره همين سراء مكر كردند ، يك بار گفتند : « * ( ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْه ) * - قرآنى غير اين بياور و يا احكامش را عوض كن » . و بار ديگر گفتند : « * ( لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْه آيَةٌ مِنْ رَبِّه ) * - چرا از ناحيه پروردگارش آيتى بر او نازل نمىشود » .
بنا بر اين ، آيه مورد بحث براى مشركين بيان مىكند كه همه اين چون و چراها مكرهايى است كه در آيات خدا مىكنند ، و نيز بيان مىكند كه مكر به آيات خدا عاقبتى بجز سوء و ضرر ندارد ، و هرگز به نفع آنان تمام نخواهد شد ، چون مكر خداى تعالى سريعترين مكر است ، و اين مشركين را به جرم مكرشان گرفتار مىكند و مهلت نمىدهد كه مكر و نيرنگ آنان در آيات او به نتيجه برسد ، دليلش هم خيلى روشن است ، زيرا همين كه افرادى از مخلوقات خدا آيات خالق خود را نپذيرند و براى از بين بردن آن تلاش كنند ، عينا مكرى است كه خداى تعالى به آنان كرده ، و توفيق هدايت شدنشان به وسيله آياتش را از آنان سلب فرموده است .
پس ، در معناى آيه شريفه اينطور بايد گفت - هم چنان كه بعضى « 1 » گفتهاند : * ( « وَإِذا أَذَقْنَا النَّاسَ » ) * از رساندن رحمت تعبير فرمود به « چشاندن » ، تا اشاره كند به اينكه رسيدن به رحمت لذت بخش است ، و نيز اشاره كند به اينكه رحمت ، اندكش هم لذت بخش است ، چون كلمه
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، جلد 3 ، جزء 11 ، ص 32 .