تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
متفرق شدند ، فريق موحد و فريق مشرك . خداى تعالى آن گاه خاطر نشان فرموده كه مقتضاى اين اختلاف اين بود كه خداى تعالى بين آنان حكم كند ، حق را غالب و بر باطل مسلط سازد ، و باطل را خوار و منكوب نمايد ، و مقتضاى اين حكم اين است كه اهل باطل را هلاك و اهل حق را نجات دهد ، ليكن قبلا اين قضاى الهى رانده شده بود كه هر دو فريق در انتخاب راه و بيراهه آزاد باشند ، و اين قضاى الهى مانع شد از آن حكمى كه گفته شد ، و قضاى رانده شده كه در آيه مورد بحث از آن تعبير به « كلمه » نموده ، عبارت است از همان فرمانى كه خداى تعالى هنگام هبوط آدم به زمين صادر كرد ، و فرمود : « وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ » « 1 » اين نظر ما بود در تفسير و كشف معناى آيه .
و اما ساير مفسرين در باره اين آيه اقوال عجيبى دارند ، يكى « 2 » گفته منظور از كلمه « ناس » خصوص عرب است ، كه دين واحد و حقى داشتند ، كه همان دين ابراهيم ( ع ) بود . اين آئين در ميان اعراب هم چنان پا بر جا بود تا زمانى كه عمرو بن لحى كيش بتپرستى را در بين آنها رواج داد ، و عرب را به دو طايفه منشعب كرد ، يكى حنفاء و مسلمين كه هم چنان بر پيروى دين حنيف باقى ماندند ، و طايفه ديگر بت پرستان مشرك « ولى خواننده عزيز توجه دارد كه صاحب اين سخن هيچ دليلى از لفظ آيه بر گفته خود ندارد » . يكى « 3 » ديگر گفته منظور از كلمه « ناس » همه مردم است ، و منظور از امت واحد بودن همه مردم اين است كه همگى داراى فطرت اسلام و توحيد بودند ، هر چند كه از نظرهاى ديگر هميشه اختلاف داشتند . بنا بر اين ، لفظ « كان » منسلخ از زمان است . « 4 » و آيه شريفه وضعى را كه بشر به حسب طبع داشته و دارد حكايت مىكند ، كه همان توحيد است ، و وضعى را كه به حسب فعليت و عملكرد خود دارد اختلاف است ، پس بشر به حسب طبع فطرى امتى واحد و همه موحدند ، و ليكن بر خلاف فطرتشان اختلاف كردند .
هامش
( 1 ) و شما در زمين تا مدتى معين زندگى و رزقى معلوم خواهيد داشت . « سوره بقره ، آيه 36 » . ( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 11 ص 89 و تفسير المنار ، ج 11 ص 328 . ( 3 ) تفسير الكبير ، ج 17 ، ص 61 و تفسير روح المعانى ، ج 11 ص 89 . ( 4 ) توضيح اينكه : اين لفظ اگر منسلخ از زمان نباشد به معناى بودن در گذشته است ، در مقابل « يكون » كه به معناى بودن در آينده مىباشد و اما اگر منسلخ از زمان باشد هر دو كلمه يعنى « كان » و « يكون » معناى « هست » را مىدهد ، و ديگر حكايت از گذشته و آينده نخواهد داشت .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 43 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى