تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
جسته ، و با اين تقرب به درگاه خالق هستى كه خداى تعالى است و رب آن اربابهاست تقرب بجويند . مشركين مىگفتند ( الان نيز مىگويند ) : ما با اين همه پليدى كه لازمه ماديت و بشريت مادى است ، و با اين همه قذارتهاى گناه و جرائم نمىتوانيم به درگاه رب الارباب ( اللَّه ) رابطه عبوديت داشته باشيم ، چون خداى سبحان ساحتش مقدس و طاهر است ، و معلوم است كه ( ميان طهارت و قذارت رابطه اى نيست ، در نتيجه ) ميان ما و خداى تعالى نمىتواند رابطه اى باشد . ناگزير ما بايد بوسيله محبوبترين خلايقش - يعنى ارباب اصنام - به درگاه او تقرب جوييم ، زيرا كه خداى تعالى زمام تدبير خلق خود را بدست آنان سپرده ، ( و چون ما آنان را نمىبينيم مجسمه ها و تمثالهايى از آنان بدست خود مىتراشيم ، تمثالهايى كه نشان دهنده صفات آن ارباب كه يا خشم است يا مهر و يا غير اينها ) . پس ، بتها را به اين منظور مىپرستيم كه شفيعان ما به درگاه خدا باشند و خيرات را به سوى ما جلب نموده ، شرور را از ما دفع كنند . پس ، عبادت در حقيقت براى بتها است و شفاعت براى ارباب آنها ، هر چند كه چه بسا شفاعت را نيز به بتها نسبت مىدهيم . در عبارت آيه ، بجاى كلمه « اصنام » عنوان * ( « ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ » ) * آمده ، تا اشاره باشد به اينكه نقطه انحراف و اشتباه بتپرستان در عقايدشان كجا است ، و آن اين است كه عبادت براى اين بتها وقتى آن فوايد را دارد كه بتها ضرر و نفعى در امور داشته باشند و موجوداتى داراى شعور باشند ، تا بفهمند كه اين بتپرستان دارند آنها را مىپرستند و به سوى آنها تقرب مىجويند و تا از پرستش اينان خوشنود شوند ، و در عوض يا خود آنها و يا اربابشان به درگاه خدا شفاعتشان كنند ، آن هم در صورتى كه خداى تعالى شفاعت آنها را بپذيرد . و اين بتها اجسامى مرده و فاقد شعورند ، نه چيزى مىفهمند و نه نفع و ضررى دارند ، بدين جهت خداى سبحان پيامبر گرامىاش را دستور داده كه عليه بتپرستان احتجاج كند اولا به همان دليلى كه جمله * ( « لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ » ) * بيانگر آن بود ، و ثانيا به اينكه بگويد : * ( « أتُنَبِّئُونَ اللَّه بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ » ) * كه حاصلش اين است كه خداى تعالى خودش هيچ اطلاعى از اينكه ( چنين اربابى آفريده و زمام امور عالم را بدست چنين مخلوقاتى داده و ) چنين شفيعانى به درگاه خود درست كرده ندارد ، نه در آسمانها چنين خدايانى سراغ دارد و نه در زمين . پس ، اينكه شما از وجود چنين خدايانى خبر مىدهيد ، در حقيقت به خداى تعالى خبرى مىدهيد كه خود او علمى به آن ندارد ، و اين خود يكى از زشتترين افتراءها و شنيعترين لجبازيها است ، آخر چگونه ممكن است در عالم چيزى باشد و خدا از وجود آن چيز