و « يعوق » و « نسر » بود كه نام اين هشت بت در قرآن كريم آمده و پنج بت اخير آنها را به قوم نوح نسبت دادهاند .
در كافى به سند خود از عبد الرحمن بن اشل بياع الانماط « 1 » از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : بت « يغوث » در برابر درب كعبه نصب شده بود و جاى بت « يعوق » دست راست كعبه و محل بت « نسر » دست چپ كعبه بود .
و نيز در همين روايت آمده كه بت « هبل » بر بام كعبه « اساف » و « نائله » بر بالاى صفا و مروه نصب شده بودند .
و در تفسير قمى آمده كه امام ( ع ) فرمود : بت « ود » متعلق به قبيله كلب و بت « سواع » متعلق به هذيل و بت « يغوث » مربوط به مراد و بت « يعوق » متعلق به همدان و بت « نسر » از آن حصين بود . « 2 »
و در وثنيت عرب آثارى از وثنيت صابئه از قبيل غسل كردن بعد از جنابت و امثال آن وجود داشت . و آثارى ديگر از وثنيت براهمه در آن ديده مىشد نظير اعتقاد به « انواع » ، ( اعتقاد به تاثير داشتن 22 ستاره در اوضاع كره زمين كه طلوع و غروب هر يك به دنبال ديگرى است ) و اعتقاد به دهر ( و اينك عالم از ازل بوده و تا ابد خواهد بود و صانعى آن را نيافريده ) كه بيانش در وثنيت بودا گذشت ، و خداى تعالى از بت پرستان عرب ، همين اعتقاد را حكايت نموده مىفرمايد : « وَقالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَنَحْيا وَما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ » « 3 » هر چند كه بعضى از مفسرين گفتهاند : اين آيه مربوط به ماديون است كه صلا وجود صانع تبارك و تعالى را قبول ندارند .
در وثنيت عرب آثارى هم از دين حنيف يعنى اسلام ابراهيم باقى مانده بود مانند ختنه كردن و حج رفتن ، چيزى كه هست همين سنتها را نيز با سنن وثنيت مخلوط كرده بودند مثلا وقتى به زيارت خانه خدا ( حج ) مىآمدند ، دستى هم به سر و گوش بتهاى دور كعبه مىكشيدند و هنگام طواف لخت مادر زاد مىشدند و لبيك را به اين عبارت مىگفتند : « لبيك لبيك اللهم لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك ، تملكه و ما ملك » « 4 » ، وثنيت عرب مراسم و معتقدات
هامش
( 1 ) لقب راوى است .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 388 .
( 3 ) آنان معتقد بودند كه جز حيات دنيا ، حياتى ديگر نيست ، مىميريم و زنده مىشويم و جز دهر كسى ما را هلاك نمىكند . « سوره جاثيه ، آيه 24 »
( 4 ) معناى جمله اخيرش اين است كه خدايا تو شريكى ندارى مگر شريكى كه آن نيز ملك تو است و تو مالك او و مالك دارايىهاى او هستى .