تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
و نيز مىبينى كه اسلام از سجده كردن براى غير خداى تعالى و از ساختن مجسمه به شكل هر موجود سايه دار و از كشيدن تصوير هر موجود زنده و از اطاعت غير خدا كردن و به امر و نهى غير خدا گوش دادن و عمل كردن نهى مىكند مگر آنكه برگشت اطاعت غير خدا به اطاعت خدا باشد ، مانند اطاعت كردن از انبياء و امامان دين كه خود خداى تعالى دستور داده آنان را اطاعت كنيم و نيز اسلام را مىبينى كه از بدعت نهادن و يا بدعت ديگران را متابعت نمودن و از پيروى گامهاى شيطان نهى مىكند . و روايات وارده از رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت ( ع ) پر است از اينكه شرك به خداى تعالى دو قسم است : شرك جلى و واضح ، و شرك خفى كه جايش درون دل است و اينكه شرك داراى مراتب بسيار است و به جز افراد مخلص هيچ كس نمىتواند از همه مراتب آن مبراء باشد و اينكه شرك آن قدر دقيق و نهفته است كه تشخيص آن براى صاحبش از تشخيص صداى پاى مورچه بر روى سنگ بلورين آن هم در شب ظلمانى دشوارتر است . در كافى از امام صادق ( ع ) روايت شده كه آن جناب در تفسير آيه شريفه « يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » « 1 » فرمود : قلب سليم آن قلبى است كه وقتى به ديدار خدا مىآيد غير خدا كسى در آن نباشد ، و نيز فرمود : هر قلبى كه در آن شرك و يا شكى باشد آن قلب ساقط است و اگر اين همه سفارش به زهد در دنيا كرده‌اند ، براى اين است كه دلهايشان براى آخرت از هر چيز غير خدا فارغ و تهى شود « 2 » . و نيز روايت وارد شده كه عبادت كردن خدا به طمع بهشت ، عبادت اجيران است و عبادت كردن از ترس عذاب خدا ، عبادت بردگان زير دست است ، و حق عبادت آن است كه آدمى خداى تعالى را به خاطر اينكه دوستش مىدارد عبادت كند و اين عبادت ، عبادت بندگان گرامى و بزرگوار است و اين مقامى است مكنون كه جز پاكان كسى به آن دسترسى ندارد « 3 » و در سابق در بحثهايى كه گذشت رواياتى چند در اين باب نقل شد .

10 - بناى سيره رسول خدا ( ص ) بر توحيد و نفى شركاء

: خداى تعالى در آيه زير برنامه اى را كه به رسول گراميش دستور داده تا آن را سيره خود در مجتمع بشرى
هامش
( 1 ) روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد مگر كسى را كه با قلبى سليم به ديدار خدا آيد . « سوره شعراء ، آيه 88 و 89 » ( 2 ) اصول كافى ( فارسى ) ، ج 3 ، ص 26 . ( 3 ) اصول كافى ( فارسى ) ، ج 3 ، ص 131 .