تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
ديگرى نيز داشتند كه نمىتوان گفت از آثار كدام كيش است بلكه از تراشيده هاى خود آنان بوده مانند اعتقاد به « بحيرة » « 1 » و « سائبه » « 2 » و « وصيله » « 3 » و « حام » « 4 » و اعتقاد به « صدى » « 5 » و « هام » « 6 » و « انصاب - بتها » و « ازلام - تيره چوبهايى كه با آن تار مىزدند » و امورى ديگر كه بيان و شرحش در كتب تاريخ آمده و ما در سوره مائده در ذيل آيه 103 كلمات بحيره و سائبه و وصيله و حام را و نيز در ذيل آيه 3 و آيه 9 آن سوره كلمات ازلام و انصاب را تفسير كرديم .

9 - دفاع اسلام از توحيد و نبردش با وثنيت

: دعوت الهى چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام همواره با وثنيت در جنگ بوده و در برابر آن ايستاده و مردم را به سوى دين توحيد خوانده است ، هم چنان كه خداى تعالى در قرآن كريم در ضمن سرگذشت دعوت انبياء و رسولانى چون نوح و هود و صالح و ابراهيم و شعيب و موسى ( ع ) اين معنا را آورده و در ضمن سرگذشت عيسى و لوط و يونس ( ع ) به آن اشاره فرموده است . و در آيه شريفه زير مطلب را بطور اجمال آورده مىفرمايد : « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْه أَنَّه لا إِله إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ » « 7 » . رسول گرامى اسلام حضرت محمد مصطفى ( ص ) نيز دعوت عمومى خود را نخست با دعوت وثنى مذهبان قوم خود به طريق حكمت و موعظه حسنه و جدال به بهترين وجه به دين توحيد آغاز كرد و آنان جز با مسخره كردن و آزار و اذيت آن جناب و شكنجه دادن به مؤمنين ، عكس العملى نشان ندادند و كار فتنه انگيزى و شكنجه مسلمانان را به حدى از شدت رساندند كه جمعى از مسلمين را ناچار كردند تا مكه را ترك گفته به سرزمين حبشه هجرت كنند ، مشركين وقتى چنين ديدند نقشه كشتن آن جناب را ريختند لذا آن حضرت
هامش
( 1 ) حيوانى كه شير آن نذر بتها مىشد . ( 2 ) حيوانى كه به همين منظور بار به پشتش نمىنهادند . ( 3 ) شترى كه دو شكم ماده بزايد نذر مىشد براى بتها . ( 4 ) شتر نرى كه چند نوبت معين به شتران ماده جهنده شود كه بعد از آن تعداد ، نذر بتها مىشود . ( 5 ) معتقد بودند به اينكه هر انسانى خونش ريخته شود از سرش مرغى پرواز مىكند و دائما مىگويد : « اسقونى - مرا بنوشانيد » تا آنكه انتقامش گرفته شود . ( 6 ) نيز به عقيده آنان همين مرغ است كه بالاى قبر مقتول فرياد مىزند . ( 7 ) و هيچ رسولى قبل از تو نفرستاديم مگر آنكه به وى وحى كرديم كه جز من هيچ معبودى نيست ، پس تنها مرا بپرستيد . « سوره انبياء ، آيه 25 »