تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
ستيانس » درج شده آمده است و عبارت است از چهار قاعده مهم كه به خود سقيامونى نسبت داده شده و گفته‌اند وى اين چهار قاعده را در اولين موعظه اش كه در جنگلى معروف به « جنگل غزال » در نزديكىهاى بنارس ايراد كرده بود خاطرنشان ساخته است . و اين حقايق چهارگانه عبارتند از معرفى « الم » ، معرفى ريشه آن ، لا شىء كردن و از بين بردن الم ، و راهى كه آدمى را موفق به از بين بردن آن مىكند . در معرفى الم گفته است : « الم » عبارت است از ولادت و سن و مرض و مرگ و برخورد با ناملايمات و جدا شدن از محبوبها و عجز از رسيدن به مقاصد و اسباب الم عبارت است از شهوات نفسانى و جسمى و هواهاى درونى . و حقيقت سوم عبارت است از لا شىء كردن همه اين سببها . و حقيقت چهارم عبارت است از لا شىء كردن الم ، كه در باره حقيقت چهارم گفته است اين طريقه هشت قسم است 1 - نظر صحيح 2 - حس صحيح 3 - نطق صحيح 4 - فعل صحيح 5 - مركز صحيح 6 - جد و كوشش صحيح 7 - ذكر صحيح 8 - تامل و تفكر صحيح ، كه اين هشت طريقه از نظر بودائيان عبارت است از ايمان ، و در حفاريهايى كه در بسيارى از بناهاى باستانى آنان شده و همچنين در چند كتاب از كتب مدونه آنان نيز آمده ( نوشته‌اند ) كه ايمان عبارت است از اين هشت چيز . و اما دستور العمل و ادب بودا هر چه هست برگشتش به سه چيز است 1 - اجتناب از هر چيز پست و زشت 2 - عمل كردن و انجام دادن هر كار نيك 3 - تهذيب عقل . و آنچه ما از تعاليم بودا در اينجا آورديم آن تعاليمى است كه مذاهب مختلف بودايى همه در آن اتفاق دارند و هيچ اختلافى در آن نيست و اما غير اينها يعنى كيفيت عبادت و قربانى كردن كهونت و فلسفه و اسرارى كه براى امورى ذكر كرده‌اند مسايلى است كه در طول زمان و مرور ايام به كيش بودا اضافه كرده‌اند كه سخنانى عجيب و آرايى غريب در آن ديده مىشود ، آرايى در مورد خلقت عالم و سخنانى در مورد نظم عالم و چيزهايى ديگر . از جمله حرفهاى عجيبى كه زده‌اند اين است كه بودا به هيچ وجه از ناحيه خدا حرف نمىزده و اين نه بدان جهت بوده كه مبدأ هستى را قبول نداشته و يا از آن روىگردان بوده ، بلكه از اين جهت بوده كه او همه تلاش خود را صرف مجهز كردن مردم به زهد و ترك زندگى دنيوى و نفرت دادن از اين خانه غرور و نيرنگ مىكرده .

8 - وثنيت عرب

: وثنىهاى عرب ، اولين طايفه اى هستند كه اسلام لبه تيز مبارزات خود را متوجه آنان نموده و به دين توحيد دعوتشان كرده و در عهد جاهليت ، قسمت عمده مردم عرب بدوى بودند و شهرنشينها امثال مردم يمن نيز در عين داشتن تمدن شهرى مع ذلك طبع صحرانشينى خود را حفظ كرده بودند و علاوه بر رسوم موروثى از نياكان ، رسومى هم از