خود را در بعضى از جنگلهاى وحشتناك به تزهد و رياضت كشيدن گذرانده تا آنجا كه دلش به نور معرفت روشن شده است آن گاه از جنگل خارج شده به ميان مردم آمده و بطورى كه گفتهاند در آن هنگام سى و شش سال از عمر او مىگذشته و در بين مردم به دعوت پرداخته و آنان را به تخلص از رنج و بدبختى ، و رستگارى به راحتى كبرى و حياتى آسمانى و ابدى و سرمدى دعوت مىكرده و آنان را نصيحت مىنموده و به تمسك به ذيل شريعت خود تشويق مىكرده است و اصول شريعتش عبارت بوده از تخلق به اخلاق كريمه و رها كردن شهوات و اجتناب از رذائل .
و بودا ( بطورى كه نقل شده ) بر خلاف برهمىها كه خود را تافته اى جدا بافته مىدانستند و بطور كلى مردم را در تشرف به سعادت دينى متفاوت و زنان و كودكان را به كلى محروم از اين سعادت مىدانستند همواره در باره خود و معايب و وساوس درونيش صحبت مىكرده و هيچ بزرگى و تكبرى براى خود قائل نبوده ، و رسما مىگفته من نيز مانند همه شما گرفتار تسويلات و وساوس نفسانى هستم و نيز مىگفته در عالم به جز يك شريعت ، شريعت ديگرى نيست ، و گويا منظورش اين بوده كه همه شرايع در اين سخن اتفاق دارند كه مجرمين بايد به شدت عقوبت شوند و صالحان به ثواب عظيم برخوردار گردند ولى شريعت من هيچ سخنى از عقوبت نداشته و براى عموم مردم نعمت است و در آن شريعت همانند آسمان ، جايى است براى مردان و زنان و كودكان و دختران و اغنياء و فقراء ، چيزى كه هست توانگران به زحمت مىتوانند اين راه را بپيمايند .
تعليم بودا بطورى كه از عقايد بودائيان بر مىآيد بر اين اساس است كه طبيعت ، تهى و تو خالى بوده و چيزى جز وهمى حيله گر نيست و عدم در همه جا و در هر زمان وجود دارد و مملو از غش است و همين عدم است كه همه ديوارها و موانع بين اصناف مردم و جنسيات و احوال دنيوى آنان را بر مىدارد و نه تنها مردم را برادر يكديگر مىسازد بلكه حتى كرمها را نيز برادر بودائيان مىسازد .
بودائيان معتقدند به اينكه آخرين عبارتى كه « سقيامونى » به آن تكلم كرده اين بوده :
« هر موجود مركب فانى است » ، و در نظر بودائيان هدف نهايى و آخرين مرحله كمال عبارت است از : نجات نفس از هر بيمارى و غرور . و نيز معتقدند به اينكه دوره تناسخ كه البته نقطه اى نهايى كه بدان منتهى شود ندارد در يك صورت از وسط پاره مىشود و قطع مىگردد و آن وقتى است كه نفس از تولد جديد امتناع بورزد كه در اين صورت تصميم مىگيرد خود را حتى از ميل به هستى پاك كند .
اين بود قواعد اصولى كيش بودا كه بطور صريح در قديمىترين تعليماتش كه در « الاريانى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 420
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٢٠