تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
قبل از برهما بوده ، و او همان خود برهم ، معبود واحد است ، كه برهما را با « ساتاروبا » ازدواج داد ، و به آن دو گفت : زاد و ولد را زياد كنيد ، و نسل خود را رشد دهيد . بعضى ديگر گفته‌اند برهما صاحب چهار فرزند شد به نامهاى « برهمان » « كشتريا » ، « قايسيا » ، و « سودرا » ، كه اولى از دهان او خارج شد ، و دومى از بازوى راستش و سومى از ران راستش ، و چهارمى از پاى راستش ، و در نتيجه اين چهار تن چهار ريشه و مبدأ شدند براى چهار فرقه اصلى . و سه تن اخير ايشان نيز با سه زن از زنان خارج شده از او ازدواج كردند كه اولى از بازوى راست او ، و دومى از ران چپ او ، و سومى از پاى چپ او خارج شده بودند ، و به نام شوهرانشان ناميده شدند ، به اضافه علامت تانيث ، كه در ادبيت برهمائيان كلمه « نى » مىباشد ، ( اين وضع سه تن از زاييده برهما بود اما زاييده اول او يعنى ) برهمان او نيز با همسرى از همسران پدرش ازدواج كرد ، اما همسر نامبرده از نسل « أسوره شريره » بود ، اين ترتيبى بود كه در كتاب فيداس براى كيفيت خلقت عالم ذكر كرده . و اما برهما بعد از آنكه إله خالق قدير شد از رتبه وشنو ، اقنوم دوم و رتبه سيوا ، اقنوم سوم سقوط كرد ، جريان سقوطش چنين بود كه دچار كبر و عجب شد ، و پنداشت كه او نظير و هم پايه على است و در نتيجه در « نارك » - يعنى دوزخ - بيفتاد ، و عفو و مغفرت شامل حالش نشد مگر به يك شرط ، و آن اين بود كه در چهار قرن به شكل جسدى مادى در بيايد ، برهما دربار اول به صورت كلاغى با شعور كه نامش « كاكابوسندا » بود درآمد ، در نوبت دوم به شكل « باربا قلميكى » در آمد كه اول دزد بود و سپس مردى عبوس و رزين و نادم شد ، و پس از آن مترجم معروفى براى فيداس و مؤلفى براى كتاب « راميانا » شد و در نوبت سوم به صورت « قياس » در آمد كه شاعر و مؤلف كتاب « مهابارانا » و بغاقة و بورانها بود ، و در نوبت چهارم كه همين قرن فعلى يعنى عصر « كالىيوغ » است به صورت « كاليداسا » در آمد كه شاعر تشخيصى عظيم و مؤلف كتاب « ساكنتالا » و تنقيح كننده مؤلفات « قلميكى » است در آمد . سپس برهما در سه حال ظهور كرد ، در حال اول واحد صمد ، و كل اعظم على بود ، و در حال دوم همان حالت اول را به مرحله عمل درآورد ، و شروع به عمل كرد ، و در حالت سوم به شكل انسانى حكيم متجسد و ظاهر شد . و برهما در هند عبادتى عمومى ندارد ، و چنان نيست كه عموم مردم او را عبادت كنند ، بلكه در هند فقط يك هيكل ( معبد ) دارد ، چيزى كه هست هندىها او را موضوع عبادت خود قرار مىدهند ، و صبح و شام در دعاهاى خود او را مىخوانند ، به اين طريق كه سه نوبت با كف