تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
* ( « قالَ ارْكَبُوا فِيها » ) * باشد و كلام ديگرش * ( « بِسْمِ اللَّه مَجْراها وَمُرْساها » ) * ، يعنى نوح گفت : سوار بر كشتى بشويد كه سكونش در روى زمين و كنده شدنش از زمين و به حركت در آمدنش بر روى آب به نام خدا است ، در روايت نيز آمده : همين كه كشتى خواست حركت كند نوح گفت : « بسم اللَّه » آن گاه كشتى به حركت در آمد و وقتى خواست بر روى زمين قرار گيرد نيز گفت : « بسم اللَّه » پس كشتى روى زمين قرار گرفت . احتمال هم دارد كه كلمه « اسم » به عنوان تقحيم « 1 » ذكر شده باشد ، هم چنان كه شاعر در شعر خود گفته : « ثم اسم السلام عليكما » ، و تقدير كلام « باللَّه مجراها و مرسيها » بوده . زمخشرى سپس گفته : دو كلمه مجرى و مرسا ، هر دو به فتحه ميم نيز قرائت شده‌اند ، كه در اين صورت يا مصدر ميمى از ماده « جرى » و ماده « رسى » است ، و يا اسم زمان و مكان از آنها است ، و مجاهد هر دو كلمه را به ضمه ميم قرائت كرده تا اسم فاعل از ماده اجراء و ارساء باشند ، و محل آن دو را مجرور گرفته تا دو صفت براى لفظ اللَّه باشند چون كلمه اللَّه نيز مجرور به حرف باء است . « 2 » * ( « وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ » ) * ضمير « هى » به سفينه بر مىگردد ، و كلمه « موج » مانند كلمه « تمر » اسم جنس است ، و يا بطورى كه گفته شده جمع كلمه « موجة » است ، و موجه به معناى قطعه عظيمى از آب است كه از آبهاى اطراف خود بالاتر رفته باشد ، و در آيه شريفه بطورى كه ديگران نيز گفته‌اند اشاره اى است به اينكه كشتى نوح روى آب حركت مىكرده ، نه اينكه همانند ماهيان دريا در جوف آب شناور بوده باشد - چنانچه بعضى چنين گفته‌اند . * ( « وَنادى نُوحٌ ابْنَه وَكانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَلا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ » ) * كلمه « معزل » اسم مكان از عزل است ، كه همانا پسر نوح ، خود را از پدرش و از مؤمنين كنار كشيده بود ، و در جايى قرار داشته كه به پدر نزديك نبوده است ، و به همين جهت
هامش
( 1 ) تقحيم در اصطلاح اهل ادب اين است كه بين دو كلمه اى كه بايد به هم متصل باشند كلمه ديگرى را داخل نمود ، مانند « مضاف و مضاف اليه » . و مانند كلمه « ثم » و كلمه « سلام » در شعر « ثم اسم السلام عليكما » ، مراد اين است كه كلمه « اسم » واقع شده بين « ثم » و « سلام » . و باز مانند لفظ « باء » و لفظ « جلاله » مثل « بسم اللَّه » كه در اين دو مورد « اسم » در وسط دو كلمه آورده شده تا در شعر شاعر ، عظمتى براى سلام و در آيه ، عظمتى براى اللَّه باشد . ( 2 ) قرائت « مرساها » - به فتحه ميم - از قرائتهاى نادر است كه تنها به « ابن محيض » نسبت داده شده .