تعبير به « نداء » كه مخصوص صدا زدن از دور است آورده و فرموده * ( « وَنادى نُوحٌ ابْنَه » ) * و نفرموده : « و قال نوح لابنه - نوح به پسرش گفت » .
و معناى آيه اين است كه نوح فرزند خود را كه در نقطه دورى كناره گيرى كرده بود از همان دور صدا زد ( و در ندايش گفت : « يا بنى » ، و كلمه « بنى » مصغر - كوچك شده - كلمه « ابنى » است ، كه به معناى « پسرم » مىباشد ، قهرا كلمه « بنى » معناى پسركم را مىدهد ، و اضافه كردن اين كلمه بر ياى متكلم براى اين است كه بر شفقت و مهربانى گوينده دلالت كند و به پسر بفهماند كه پدرش او را دوست مىدارد و خير او را مىخواهد ) . و گفت : اى پسرك من ، با ما سوار بر كشتى شو ، و با كافران مباش ، و گرنه در بلاء شريك آنان خواهى شد ، همانطور كه در همنشينى و سوار نشدن بر كشتى شريك آنهايى ، و نوح ( ع ) در اين گفتارش نفرمود « و لا تكن من الكافرين - از كافران مباش » براى اينكه خيال مىكرد مسلمان است ، چون از نفاق دلش خبر نداشت و نمىدانست كه او تنها به زبان مسلمان و مؤمن است ، بدين جهت بود كه او را صدا زد تا با مسلمانان باشد و سوار بر كشتى شود ، - و خلاصه اگر از كفر درونى پسرش اطلاع مىداشت او را صدا نمىزد . * ( « قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّه » ) * راغب گفته كلمه « ماوى » مصدر ميمى از فعل « أوى - ياوى - اويا و ماوى » است ، وقتى مىگويى : « أوى الى كذا » معنايش اين است كه فلانى خود را منضم به فلان كس يا فلان چيز كرد ، مضارعش « ياوى » و مصدرش « اوى » و باب افعالش « آوى - يؤوى - ايواء » است ، يعنى فلانى را منضم به خود كرد .
و معناى آيه اين است كه پسر نوح در پاسخ دعوت پدرش و در رد فرمان او گفت : من به زودى به كوهى منضم مىشوم تا مرا از آب حفظ كند و در آب غرق نشوم نوح گفت : امروز هيچ حافظى از بلاى خدا وجود ندارد ، زيرا امروز غضب خدا شدت يافته و اين قضاء رانده شده كه تمامى اهل زمين به جز كسانى كه به خود او پناهنده شوند غرق گردند ، امروز نه هيچ كوهى عاصم و حافظ است و نه چيز ديگرى .
بعد از اين گفتگو فاصله زيادى نشد كه موج ، بين نوح و پسرش فاصله شد و پسرش از غرق شدگان بود ، و اگر موج بين آنها فاصله نمىشد و گفتگويشان ادامه مىيافت به كفر پسرش واقف مىشد و از او بيزارى مىجست .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ص 28 ، چاپ ايران .