در اين كلام اشاره اى است به اينكه سرزمينى كه نوح و مردمش در آن زندگى مىكردند سرزمين كوهستانى بوده و رفتن يك انسان به بالاى بعضى از كوه ها مئونه زيادى نمىخواسته است .
* ( « وَقِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَيا سَماءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْماءُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ) * كلمه « بلع » - كه مصدر ثلاثى مجرد ابلعى است - به معناى اجراء و جريان دادن چيزى در حلق به طرف معده ، و يا به عبارت ديگر به طرف جوف بدن است ، و كلمه « اقلاع » كه مصدر صيغه امر « اقلعى » است به معناى اين است كه چيزى را از اصل و ريشه اش ترك و امساك كنى ، و كلمه « غيض » به معناى اين است كه زمين آب و هر مايع مرطوب ديگرى را از ظاهر خود به باطنش فرو برد نظير كلمه « نشف » كه آن نيز به همين معنا است ، مثلا وقتى گفته مىشود : « غاضت الارض الماء » ، معنايش اين است كه زمين آب را فرو برده و از آن كاست .
كلمه « جودى » به معناى مطلق كوه ، و زمين سنگى و سخت است ، ولى بعضى گفتهاند كلمه مذكور بر همه كوه هاى دنيا اطلاق نمىشود بلكه نام كوه معينى در سرزمين موصل است و اين كوه معين در يك رشته جبالى واقع شده كه آخرش به سرزمين « ارمينيه » منتهى مىشود ، كه به سلسله جبال « آرارات » معروف است . « 1 »
و جمله * ( « وَقِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَيا سَماءُ أَقْلِعِي » ) * ندايى است كه از ساحت عظمت و كبريايى حق تعالى صادر شده ، و اگر نام حضرتش را نبرد و نفرمود : « و قال اللَّه يا ارض ابلعى . . . » به منظور تعظيم بوده ، و دو صيغه امرى كه در اين جمله است يعنى امر « ابلعى » و امر « اقلعى » امر تكوينى است ، همان امرى كه كلمه « كن » حامل آن است ، و از مصدر صاحب عرش ، خداى تعالى صادر مىشود ، و همه مىدانيم كه وقتى اين كلمه در مورد چيزى صادر شود بدون فاصله اى زمانى آن امر محقق مىشود ، و در مورد بلعيده شدن آب طوفان بوسيله زمين نيز چنين شد ، زمين ديگر نجوشيد ، آسمان هم نباريد .
و در اين آيه دلالتى است بر اينكه در داستان طوفان نوح به امر الهى ، هم زمين در طغيان آب دخالت داشته و هم آسمان هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَفَجَّرْنَا الأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ » « 2 » .
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 2 ، ص 398 ، چاپ بيروت .
( 2 ) پس درهاى آسمان را به آبى ريزان باز نموده و زمين را به صورت چشمه هايى جوشان گردانيديم پس آن گاه آب بالا و پايين بر سر امرى كه مقدر شده بود به يكديگر پيوست . « سوره قمر ، آيه 12 »