كرده باشد .
نوح ( ع ) در اين پاسخش ، طرد مؤمنين را نفى كرده و فرمود : اين كار را نمىكنم ، و علت آن را چنين ذكر كرد كه : « مؤمنين پروردگار خود را ديدار مىكنند » و با ذكر اين علت اعلام داشت كه خود كفار نيز روزى را در پى دارند كه در آن روز به پروردگار خود رجوع نموده ، پروردگارشان به حساب اعمالشان مىرسد و طبق كرده هايشان به آنان جزا مىدهد ، - خوب باشد خوب ، بد باشد بد - پس حساب اين مؤمنين با پروردگارشان است ، و غير او هيچ كس هيچ اختيارى ندارد ، و ليكن قوم نوح به علت نادانيشان توقع داشتند كه فقراء و مساكين و ضعفاء از مجتمع خير دينى طرد و از نعمت دين كه در حقيقت شرافت و كرامت آدمى است محروم باشند .
پس روشن شد كه مراد آن جناب از جمله * ( « إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ » ) * اين بوده كه اشاره كند به اينكه خود آن كفار نيز مانند مؤمنين به سوى خداى سبحان برمىگردند ، و خداى تعالى نيز به حساب آنان رسيدگى خواهد كرد ، و نظير اين اشاره در آيه زير نيز آمده كه مىفرمايد : « وَلا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَه ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ » « 1 » .
و اما سخن كسى كه گفته است معناى جمله * ( « إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ » ) * اين است كه : نوح مؤمنين فقير را طرد نمىكند براى اينكه مؤمنين پروردگارشان را ديدار مىكنند ، و نزد وى از كسى كه طردشان كرده و به آنان ستم روا داشته شكايت نموده و كيفر او را درخواست مىكنند ، و يا معنايش اين است كه مؤمنين ثواب پروردگارشان را مىبينند ، و با اين حال چگونه ممكن است اراذل باشند ؟ و چطور ممكن و جايز است آنان را طرد كرد با اينكه استحقاق طرد ندارند « 2 » سخن درستى نيست ، زيرا از فهم به دور است ، علاوه بر اينكه معناى اول اگر منظور باشد بايد بگوييم جمله بعدى كه مىفرمايد : * ( « وَيا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّه إِنْ طَرَدْتُهُمْ » ) * زيادى است ، چون ديگر حاجتى به آن نيست و اين واضح است و توضيح نمىخواهد و نيز روشن شد كه منظور نوح ( ع ) از جهلى كه به كفار نسبت داد و گفت : * ( « وَلكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ » ) * جهلشان
هامش
( 1 ) كسانى را كه صبح و شام به منظور رضاى خدا ، پروردگارشان را مىخوانند از خود مران ، نه چيزى از حساب آنان بر تو است و نه از حساب تو چيزى بر آنان است ، تا به بهانه سبك شدن حسابت آنان را از خود برانى ، كه اگر برانى از ستمكاران خواهى بود . « سوره انعام ، آيه 52 » .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 156 ، چاپ ايران .