خضوع نموده و تسليم اراده آنان شد ، و اگر كسى از خضوع در برابر آنان و تسليم در برابر اراده آنان استكبار بورزد ، بر او خشم مىگيرند و او را به خاطر تمردش عقاب مىكنند ، بايد به همين قياس خداى تعالى و يا اربابى كه امور عالم و ولايت نظام جارى در آن به آنها ارجاع شده را راضى نگه بداريم ، و به منظور خاموش كردن آتش خشم او عبادتش كنيم و به درگاهش تقرب بجوئيم ، يعنى مثلا قربانى و نذر و نياز و انحاء ديگر عبادات تقديمش بداريم .
آرى بتپرستان اينطور اعتقاد داشتند ، كه البته اعتقادى است بر اساس ظن .
ليكن مساله نزول عذاب بر كسى كه از عبادت او سرپيچى ، و از تسليم او شدن تكبر و از خضوع در برابر او امتناع ورزيده ، يك مساله ظنى نيست ، بلكه مساله اى است حقيقى و يقينى ، براى اينكه يكى از نواميس كلى و جارى در عالم همين است كه بايد ضعيف در برابر قوى خاضع باشد ، و متاثر ناتوان و مقهور ، بايد در برابر اراده مؤثر قوى تسليم گردد ، خوب ، وقتى اين حقيقت يكى از نواميس كلى اين جهان است ، آن وقت آيا در برابر خداى واحد قهار كه مصير تمامى امور عالم منتهى به او است و همه سر نخها به دست او است ، نبايد چنين ادبى را رعايت كرد ؟ ! خدايى كه اجزاى اين عالم را ابداع كرد ، يعنى بدون - به اصطلاح - مصالح ساختمانى ، از عدم و از هيچ آفريد و اجزاى آن را به يكديگر مرتبط نمود ، و به دنبال آن ، حوادث را طبق نظام اسباب به جريان انداخت ، و مىبينيم كه طبق همين سنت هر چيزى مطابق چار چوب نظامش جريان مىيابد ، بطورى كه اگر فرضا از آن چارچوبى كه ساير اسباب جهان را براى آن ترسيم كرده منحرف شود ، قهرا نظام خودش مختل مىگردد ، و اين انحرافش در حقيقت جنگيدن آن با ساير اسباب است و معلوم است كه در اين جنگ شكست خواهد خورد ، زيرا اسباب جارى در كل جهان ، خود را فداى بلهوسى اين موجود نمىكند ، بلكه براى تعديل امر آن و برگرداندنش به خط سيرى كه با وضع خود سازگار است قيام مىكند ، اگر توانست آن موجود منحرف را به راه مستقيم برگرداند كه هيچ ، و گرنه او را در زير چرخهاى سنگين خود خرد مىكند ، و مورد هجوم بلاها قرارش داده از صفحه روزگار حذفش مىكند ، كه اين هم خود يكى از نواميس كلى جهان است .
انسان هم كه يكى از اجزاى اين عالم است ، براى زندگيش خط سيرى دارد ، كه نظام آفرينش و ايجاد براى او ترسيم كرده كه اگر آن خط سير را پيش بگيرد به سوى سعادتش هدايت شده ( و يا به عبارت ديگر : صنع و ايجاد او را به سوى سعادتش هدايت كرده ) و ساير اجزاى كون نيز با او هماهنگى مىكنند ، و درهاى آسمان براى برخوردارى چنين انسانى از بركات آن به