تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
وحشت از دلش زايل گشته ، قلبش قوى و دلش محكم مىشود ، و با جرأت ايمان خود را اظهار مىنمايد . خداى تعالى به چيزى نظير اين معنا استدلال كرده و فرموده : « قُلْ أرَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّه وَكَفَرْتُمْ بِه وَشَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِه فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ » « 1 » . و بنا بر اين ، پس جمله « يتلوه » از مصدر « تلو » است ، نه از مصدر « تلاوت » ، و ضمير « ها » در آن به كلمه « من : كسى كه » بر مىگردد ، البته ممكن هم هست به كلمه « بينه » برگردد . و اگر بگويى كلمه « بينة » مؤنث است ، و اگر مرجع آن ضمير باشد بايد مىفرمود « يتلوها » ؟ در پاسخ مىگوييم : اين بدان اعتبار است كه بينه نور و دليل است ، و نور و دليل مذكرند و شاهد نامبرده دنبال آن نور و دليل مىرود و برگشت هر دو وجه به يك معنا است ، چون شاهدى كه دنبال « * ( فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ ) * - كسى كه داراى بينه است » مىرود ، قهرا دنبال نور و دليل او نيز رفته است ، و ضمير در كلمه « منه » به كلمه « من » بر مىگردد ، نه به كلمه « ربه » ، و برنگشتن آن به كلمه « بينة » به خوبى روشن است ، و حاصل معناى آيه اين مىشود كه : آيا كسى كه خودش نسبت به امرى داراى نور و بصيرتى الهى است و كسى دنبال او مىرود كه از خود او است ، و بر صحت امر او استقامت و بر كار او شهادت مىدهد مثل كسى است كه چنين نباشد ؟
و بنا بر اين وجه ، آيه شريفه با رواياتى منطبق مىشود كه هم شيعه آنها را قبول دارد و نقل كرده و هم سنى ، و در آن روايات آمده كه مقصود از « شاهد » على بن ابى طالب ( صلوات اللَّه عليه ) است ، البته اين وقتى است كه منظور روايات اين باشد كه مورد آيه با آن جناب منطبق است ، نه به اين معنا كه الفاظ آيه در مورد آن جناب استعمال شده است - اين بود نظريه ما در باره مفردات و ضمائر و جملات آيه . ولى مفسرين در معناى آن اقوالى مختلف دارند ، بعضى « 2 » گفته‌اند : كلمه « يتلوه » از تلاوت است ، هم چنان كه بعضى ديگر گفته‌اند از مصدر « تلو » است . بعضى « 3 » ضمير در اين جمله را راجع به كلمه « بينة » دانسته‌اند ، و بعضى ديگر راجع به كلمه « من »
هامش
( 1 ) بگو به من خبر دهيد اگر اين قرآن از ناحيه خداى تعالى باشد و شما با اينكه شاهدى از بنى اسرائيل بر مثل آن شهادت داده و ايمان آورده باشد ، به آن كفر ورزيده و استكبار كرده باشيد ، آيا مستحق عذاب نيستيد . « سوره احقاف ، آيه 10 » ( 2 ) تفسير الكبير ، ج 17 ، ص 201 . ( 3 ) تفسير روح المعانى ، ج 12 ، ص 27 .