تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
هم چنان كه آيه زير ظهور در چنين بصيرتى دارد : « أفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّه كَمَنْ زُيِّنَ لَه سُوءُ عَمَلِه وَاتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ » « 1 » در جاى ديگر خداى تعالى نيز در همين معنا فرموده : « أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نُوراً يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُه فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها » « 2 » .
به معناى بصيرت الهى است و جمله مذكور منطبق بر رسول خدا ( ص ) است ] و ظاهرا منظور از بينه در آيه مورد بحث به قرينه مقامى كه اين آيه دارد معناى اخير باشد كه اختصاص به انبياء ندارد بلكه عمومى است . قرينه و دليل اين معنا جمله بعد از جمله مورد بحث است كه مىفرمايد : * ( « أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِه » ) * ، هر چند كه از نظر مورد ، تنها رسول خدا ( ص ) منظور است ، چون كلام در زمينه اى است كه جمله « * ( فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْه ) * - پس تو اى پيامبر در آن بينه ترديد مكن » بر آن زمينه متفرع مىشود . در نتيجه منظور از بينه ، آن بصيرت الهيى است كه خداى تعالى به نفس رسول اللَّه ( ص ) داده بود ، نه خود قرآن كريمى كه بر آن جناب نازل فرمود ، براى اينكه على الظاهر اگر منظور ، قرآن بود درست نبود كه جمله * ( « فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْه » ) * ، بر آن متفرع شود ، ( براى اينكه اين درست نيست كه به آن جناب بفرمايد : تو داراى قرآنى هستى كه از ناحيه پروردگارت به تو داده شده پس در آن ترديد مكن ، و اين بر كسى پوشيده نيست ) . خواهى گفت : آخر در قرآن كريم ، قرآن بينه خوانده شده آنجا كه فرموده : « قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِه » « 3 » مىگوييم منافات ندارد كه در آيه مورد بحث به معناى بصيرت باشد نه به معناى قرآن . زيرا آيه مورد بحث در مقامى است و آيه سوره انعام در مقامى ديگر . با بيانى كه گذشت روشن مىگردد اينكه بعضى « 4 » گفته‌اند منظور از كلمه « من كان . . . » خصوص رسول خدا ( ص ) است ، به اين معنا كه اراده استعمالى ، آن جناب را مخصوص نموده به اينكه معناى كلمه خاص باشد ، سخن درستى نيست ، و اگر آن جناب منظور هست به خاطر اين است كه مورد با آن جناب منطبق مىشود ( و قهرا به ذهن مىرسد كه تنها آن
هامش
( 1 ) آيا كسانى كه داراى بينه اى از ناحيه پروردگارشان هستند مانند كسانيند كه عمل زشتشان در نظرشان زينت داده شده در نتيجه پيرو هواهاى خود شده‌اند . « سوره محمد ، آيه 14 » ( 2 ) آيا كسى كه مرده بود سپس زنده اش كرده ، برايش نورى قرار داديم تا با آن نور در بين مردم زندگى و رفت و آمد كند ، مثل كسى است كه در ظلمتهايى چند قرار دارد ، كه از آن به در نتواند گشت ؟ . « سوره انعام ، آيه 122 » ( 3 ) بگو من بر بينه اى از ناحيه پروردگارم هستم ، و شما آن را تكذيب كرديد . « سوره انعام ، آيه 57 » ( 4 ) تفسير مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 130 .