تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
ترك كرده اى ، و ترسيده اى نكند كه بعد از شنيدن آن ، پيشنهاد آوردن معجزه كنند ، و يا اينكه خود كفار شك كنند در اينكه قرآن وحى باشد و اظهار كنند تو آن را به دروغ بر ما بسته اى ، چون اين خيلى بعيد است كه كلام ما را به گوش آنان رسانده باشى و آنان بدان ايمان نياورند ، پس اگر ايمان نياورده‌اند به خاطر يكى از اين دو جهت است » . ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : كلمه « أم » در اينجا منقطعه و به معناى « بل » است ، مىخواهد بفرمايد : « ( نه ، بهانه كفار اين نيست كه تو بعضى از آيات قرآنى را به گوش آنان نرسانده اى ، چون همه آنها را به آنان رسانده اى ، بلكه بهانه شان اين است كه مىگويند اصلا ) قرآن كلام خدا نيست و تو به ناحق و به دروغ آن را به خدا نسبت مىدهى » .
* ( « قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه مُفْتَرَياتٍ » ) * - در اين كلام تحدى واضحى است و به روشنى مىفرمايد : اگر قرآن را افتراء مىدانيد ، شما هم اين افتراء را ببنديد ، و ده سوره مثل قرآن از پيش خود ساخته و پرداخته كرده به افتراء به خدا نسبت بدهيد . و ضمير در كلمه « مثله » به قرآن و يا به اين سوره به اعتبار اينكه قرآن است برمىگردد ، و حرف « فاء » در كلمه « فاتوا » تفريع اين صيغه امر بر كلمه « افتراء » را مىرساند ، ( مىفرمايد : حالا كه قرآن را افتراء مىدانيد پس بياوريد . . . ) ، و در اين كلام حذف و ايصالى به كار رفته تا رعايت كوتاه گويى شده باشد ، و تقدير كلام چنين است : « قل لهم ان كان هذا القرآن مما افتريته على اللَّه و كان من عندى و كان من الجائز ان ياتى بمثله غيرى فان كنتم صادقين فى دعواكم و مجدين غير هازلين فاتوا بعشر سور مثله مفتريات - به آنان بگو : اگر اين قرآن افترايى است كه من به خدا بسته‌ام ، و كلامى است كه خود من آن را ساخته و پرداخته‌ام و چيزى است كه مىشود غير من نيز مثل آن را ساخته و پرداخته كند ، در صورتى كه در اين گفتار خود ، صادق و جدى هستيد و شوخى نمىكنيد ده سوره مثل آن را بياوريد و به خدا افتراء ببنديد » و اگر به تنهايى نتوانستيد از كسانى ديگر - به جز خدا - از قبيل خدايان خود كه گمان مىكنيد معبود شما هستند و در هنگام حاجت به آنها متوسل مىشويد استعانت بجوييد ، تا همه اسباب و وسايل برايتان جمع و جور شود و احدى از آنهايى كه احتمال مىدهيد كمكش مؤثر باشد و سودى برايتان داشته باشد باقى نماند ، چون اگر قرآن كريم ساخته و پرداخته يك فرد انسان باشد ، بايد انسانهاى ديگر نيز بتوانند نظير آن را بياورند . با اين بيان به خوبى روشن شد كه تحدى به آوردن مثل قرآن در آيه مورد بحث تنها از
هامش
( 1 ) تفسير مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 123 ، تفسير روح المعانى ، ج 12 ، ص 20 ، تفسير الكشاف ، ج 2 ص 383 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 241 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى