تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
براى اينكه گفتار در آيات قبل در زمينه كفر كافران و سحر خواندن وعده معاد بود ، و نيز اين را تذكر مىداد كه كفار در مقابل تهديد به عذاب ، آن را استهزاء كردند ، و در اين سه آيه فرمود كه كفار با آن وضع طبيعى كه دارند نعمت خدا را زوالپذير نمىدانند ، و همچنين اگر گرفتارند گرفتارى خود را نيز زوال پذير نمىدانند ، هر چند خداى تعالى وعده زوال آن و تبدلش به يك زندگى خوب را داده باشد . هم چنان كه در اول سوره اين وعده را داده بود .
* ( « فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَضائِقٌ بِه صَدْرُكَ . . . » ) * از آنجا كه رسالت رسول خدا ( ص ) با قرآن معجزه آسايى كه آن را تاييد مىكرد ، و معجزات باهره و ادله و براهين قاطعى كه همراه آن بود ، چيزى نبود كه عقل سالم بتواند آن را انكار كند ، و يا انسانى داراى مشاعر درست بتواند آن را رد نموده به آن كفر بورزد ، قهرا كفرى كه قرآن از كفار و انكارى كه از مشركين حكايت مىكند به حسب طبع ، امرى بعيد به نظر مىرسيد ، و اين طبيعى است كه وقتى وقوع امرى با خصوصيات و صفاتى در نظر انسان بسيار بعيد برسد ، شروع به بى اعتنايى به استبعاد خود مىكند و سعى مىكند وقوع آن امر را از راههاى ديگرى توجيه كند تا اينكه به وقوع امرى كه عادتا و طبيعتا بعيد است ملتزم نشود . و چون آيه شريفه چنين مقامى را داشت يعنى از كفار و مشركين انكار نبوتى را نقل كرد كه حق صريح بود ، و حجتها و براهين واضحى حقانيت آن را تاييد مىكرد ، و اين انكار امر بسيار بعيدى بود و طبعا كسى آن را باور نمىكرد ، لذا در آيه مورد بحث شروع كرد با آوردن وجوهى پى در پى به تدريج آن استبعاد را از بين ببرد ، و به اين منظور فرمود : « شايد تو ، به خاطر اينكه انكار منكرين به نظرت امر بعيدى رسيده بخواهى بعضى از آنچه به تو وحى شده را ترك كنى . . . » ، « و يا مىگويند محمد اين كلام را به دروغ به خدا نسبت مىدهد . . . » . پس گويا اينطور گفته شده : اين خيلى بعيد است كه تو كفار را به سوى حق واضح دعوت بكنى و آنان دعوت تو را كه همان كلام من است بشنوند و در عين حال آن را نپذيرند ، و به حق بعد از آنكه روشن شده كفر بورزند ، پس مثل اينكه خواسته اى تو بعضى از آنچه به سويت وحى شده را ترك گويى ، يعنى آنها را به كفار ابلاغ نكنى ، به اين جهت بوده كه كفار با انكار خود با تو مواجه شدند ، و يا به خود جرأت داده‌اند بگويند : قرآن كلام خداى تعالى نيست ، بلكه افترايى است كه او بر خدا بسته است ، و باز به همين جهت بوده كه ايمان نياورده‌اند ، اگر به راستى تو به خاطر درخواستها و پيشنهادهاى نادرستى كه كفار خواهند كرد بعضى از آنچه به سويت وحى شده را ترك كرده اى ، بايد بدانى كه تو تنها پيامرسان و انذارگرى ، تو اختيار هيچ كارى را ندارى ، مگر آنچه را خدا بخواهد و اجازه دهد . و اگر كفار به