و حسنى است كه در او هيچ قبحى وجود ندارد ، و معلوم است كسى كه چنين باشد به هيچ وجه شر و قبيح از او صادر نمىشود .
و مقتضاى آنچه در گذشته بيان شد اين نيست كه معناى حسن اين باشد كه از خدا سر زده باشد ، و به عبارتى ديگر : نيك آن چيزى باشد كه خدا انجام داده و يا مردم را امر كرده باشد كه آن را انجام دهند ، هر چند كه عقل آن را قبيح بداند ، و قبيح آن باشد كه از خدا صادر نشده ، و يا مردم را از انجام آن نهى كرده باشد ، هر چند كه عقل آن را حسن و زيبا بداند ، براى اينكه چنين چيزى با اين آيه شريفه كه مىفرمايد : « قُلْ إِنَّ اللَّه لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ » « 1 » سازگار نيست .
* ( « وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ » ) * چون در آيه قبل جمله « ليبلوكم » به مساله معاد اشاره داشت ، اينك در اين آيه اشاره دارد به اينكه رسول خدا ( ص ) بعد از بيان مساله معاد براى كفار با چه عكس العملى از ناحيه آنان روبرو خواهد شد ، و آن اينست كه خواهند گفت : اين سخن ( مساله معاد ) سخنى ساحرانه است .
بنا بر اين ، از ظاهر آيه برمىآيد كه : همانطور كه كفار لفظ قرآن را با آن فصاحتى كه دارد و با آن بلاغتى كه در نظم آن است آن را سحر خواندند ، همچنين حقايق معارفى را كه خرافات كفار را رد مىكند و قرآن و رسول خدا ( ص ) از آن حقايق خبر مىدهند نيز سحر خواندند . و بنا بر اين ، اين رفتار كفار كه از سحر خواندن لفظ فصيح و بليغ قرآن تجاوز نموده معارف صحيح و مستقيم آن را نيز سحر خواندند ، از باب مبالغه در افتراء بستن به كتاب خدا و از باب لجبازى و دشمنى با حق صريح است .
ممكن هم هست منظورشان از سحر مغالطه و تمويه « 2 » باشد ، يعنى خواسته باشند بگويند :
قرآن باطل را به صورت حق جلوه مىدهد ، و اگر اين منظور را داشته باشند قهرا سحر خواندن قرآن از باب اطلاق ملزوم و اراده لازم است ، و ليكن اين احتمال با ظاهر آيه زير كه از نظر مورد ، شبيه به آيه مورد بحث است نمىسازد ، توجه فرمائيد : « قُلْ مَنْ بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجارُ عَلَيْه إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّه قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ » « 3 » .
هامش
( 1 ) بگو خدا محققا به فحشاء امر نمىكند . « سوره اعراف ، آيه 28 »
( 2 ) امرى را خلاف آنچه كه هست جلوه دادن . « مترجم »
( 3 ) بگو : اگر عالم هستيد بگوييد چه كسى ملكوت هر چيزى را خلقتى نخستين داد ؟ در حالى كه او به هر كس بخواهد پناه مىدهد ، و كسى نيست كه فرد مورد غضب او را پناه دهد ؟ به زودى خواهند گفت : اللَّه است . بگو : پس خيال بافيهاى شما ، شما را به كجا مىكشاند . « سوره مؤمنون ، آيه 88 و 89 »