« 1 » ، و يا مىفرمايد : « وكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » « 2 » ، و آيات ديگرى از اين قبيل .
اعتبار عقلى هم مؤيد اين معنا است ، براى اينكه رزق عبارت است از هر چيزى كه مايه دوام حيات مخلوقات زنده است ، و چون هستى اين مخلوقات از فيض خداى تعالى است چيزى هم كه هستى آنها بستگى به آن دارد نيز از ناحيه اوست ، و همانطور كه خداى تعالى در ايجاد مخلوقات شريكى نداشته ، در روزى دادن به آنها و هر چيز ديگرى كه نيازمند به آنند نيز شريكى ندارد .
* ( « كُلٌّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ » ) * - ما در تفسير سوره انعام آيه 59 ، و نيز در سوره يونس آيه 61 در معناى « كتاب مبين » مطالبى ايراد كرديم ، خوب است خواننده به آن دو مورد مراجعه نمايد .
* ( « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكانَ عَرْشُه عَلَى الْماءِ » ) * بحث پيرامون چگونگى خلقت آسمانها و زمين را از طريق آيات كلام اللَّه مجيد و رواياتى كه در تفسير آنها از اهل عصمت ( ع ) رسيده به سوره حم سجده موكول مىكنيم ان شاء اللَّه .
در اينجا براى اينكه معناى « * ( سِتَّةِ أَيَّامٍ ) * - شش روز » و نيز معناى جمله * ( « وَكانَ عَرْشُه عَلَى الْماءِ » ) * براى خواننده روشن شود ، بطور اجمال مىگوييم : ظاهرا منظور از كلمه « سماوات » كه صيغه جمع است ، و همواره در مقابل كلمه « أرض » كه صيغه مفرد است قرار مىگيرد ، و در آيه مورد بحث مىفرمايد : خدا آسمانها و زمين را در شش روز آفريد ، تا طبقاتى از موجودات جسمانى باشد كه بر بالاى زمين قرار دارد ، چون بطورى كه اهل لغت گفتهاند كلمه « سماء » به معناى هر چيزى است كه بر بالاى سر ما قرار گرفته باشد ، و معلوم است كه بالا و پايين دو امر نسبى هستند .
پس « سماوات » عبارتند از طبقاتى از خلق جسمانى و مشهود كه بر بالاى كره زمين ما واقع شده ، و بر آن احاطه دارند ، و احاطه داشتنش بدين جهت است كه زمين كروى شكل است ، به دليل آيه شريفه : « يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُه حَثِيثاً » « 3 » ، كه مىفهماند شب فراگير روز است . « 4 »
هامش
( 1 ) خداى تعالى رحمت را بر خود و به نفع بندگانش واجب كرده است . « سوره انعام ، آيه 12 »
( 2 ) اين حقى است به عهده ما كه مؤمنين را يارى كنيم . « سوره روم ، آيه 47 »
( 3 ) شب همه روز را فرا مىگيرد و به شتاب آن را دنبال مىكند . « سوره اعراف ، آيه 54 »
( 4 ) يعنى همه آن مكانهايى را كه روز بود فرا مىگيرد ، و اگر زمين كروى نبود صحيح نبود بگوييم دائما شب روز را فرا مىگيرد ، و آن را دنبال مىكند ، زيرا در اين صورت چند ساعتى شب به دنبال روز مىبود . و چون به انتهاى سطح زمين مىرسيدند ، روز بر مىگشت و شب را دنبال مىكرد . و به عبارتى ديگر :
در هر روزى يك روز شب به دنبال روز مىرفت ، و روز ديگر ، روز به دنبال شب ، پس اينكه قرآن بطور مطلق فرمود : شب به دنبال روز مىرود جز با كرويت زمين درست در نمىآيد . ( مترجم )