تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
جمله * ( « يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ » ) * اينست كه : سينه هاى خود را بر كفر مىپيچند . جمعى « 1 » ديگر گفته‌اند معنايش اينست كه : سينه ها را از دشمنى با رسول خدا ( ص ) آكنده مىسازند . معانى ديگرى نيز براى آيه كرده‌اند كه گفتيم همه آنها بعيد است . * ( « وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّه رِزْقُها . . . » ) * كلمه « دابة » بطورى كه در كتب لغت آمده به معناى هر موجودى است كه حركتى هر چند اندك داشته باشد ، و بيشتر در نوع خاصى از جنبندگان استعمال مىشود ، اما قرينه مقام آيه اقتضاء دارد كه عموم منظور باشد ، براى اينكه زمينه كلام بيان وسعت علم خداى تعالى است به همين جهت است كه به دنبال جمله * ( « أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَما يُعْلِنُونَ إِنَّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ » ) * آمده است . و اين معنا ، يعنى يادآورى رزق تمامى جنبنده ها و اينكه خداى تعالى ضامن آن مىباشد ، براى اين است كه سعه علم خدا و آگاهىاش به همه حالات جنبندگان را اثبات كند و مقتضى آن است كه جمله * ( « وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَمُسْتَوْدَعَها » ) * به منزله عطف تفسير باشد براى جمله * ( « عَلَى اللَّه رِزْقُها » ، ) * در نتيجه برگشت معنا به اين مىشود كه : كل جنبنده هايى كه در زمين هستند رزقشان بر عهده خداى تعالى است - و هرگز بدون رزق نمىمانند - پس خداى تعالى دانا و با خبر از احوال آنها است هر جا كه باشند ، اگر در قرارگاهى معين باشند ، قرارگاهى كه هرگز از آن خارج نمىشوند مانند دريا براى ماهى ، و نظير صدف كه در گوشه اى از ته دريا زندگى مىكند ، خداى تعالى رزقش را در همان دريا مىدهد ، و اگر قرارگاه معينى نداشته باشند و هر جا كه هستند به عنوان موقتند مانند مرغان هوا و مسافران دور شده از وطن ، و يا آنجا كه هستند تا زمانى معين مىباشند و پس از مدتى بيرون مىآيند ، مانند جنين در رحم مادر ، خداى تعالى رزقشان را در همان جا مىدهد ، و كوتاه سخن اينكه ، خداى تعالى آگاه به حال هر جنبنده اى است كه در پهناى زمين زندگى مىكند ( در آن واحد ناظر احوال و برآرنده حاجت ميلياردها جنبنده است كه در هوا و روى زمين و زير زمين و در شكم مادران هستند ) و چگونه چنين نباشد با اينكه رزق آنها به عهده آن جناب است ، و معلوم است كه رزق وقتى به روزى خوار مىرسد كه روزى دهنده آگاه به حاجت او و با خبر از وضع او و مطلع از محل زندگى او باشد ، چه محل زندگى موقت و چه محل زندگى دائمىاش . از همين جا روشن مىشود كه منظور از دو كلمه « مستقر و مستودع » هم آن محلى است
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 116 .