تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
معبودى جز او نيست ، آيا بعد از اين همه سخنان منطقى ، اسلام مىآوريد يا نه ؟ ( 14 ) . كسى كه از تلاش خود تنها زندگى دنيا و زينت آن را بخواهد ، ما نتيجه تلاش ايشان را بطور كامل مىدهيم ، و در آن هيچ نقصانى نمىيابند ( 15 ) . اما اينها همانهايند كه در آخرت به جز آتش بهره اى ندارند ، و آنچه در دنيا تلاش كرده‌اند بى نتيجه مىشود ، چون هر چه كرده‌اند باطل بوده است ( 16 ) . بيان آيات اين آيات پاره اى از رفتار و گفتار مشركين در رد بر نبوت خاتم الانبياء ( ص ) و نيز رفتار و گفتارى كه در رد كتاب نازل بر آن حضرت داشته‌اند را حكايت نموده و از آنها با ذكر دليل و حجت پاسخ مىدهد . از جمله رفتار ناپسندشان اين بوده كه به خداى تعالى بى حرمتى مىكردند ، و از جمله گفتارهاى باطلشان اين بوده كه مىگفتند : چرا آن عذابى كه ما را بدان تهديد مىكنى نازل نمىشود ؟ و چرا با اين پيامبر گنجى نازل نشد ؟ و يا چرا همراه او فرشته اى نيامد ؟ و يا گفتند : اين قرآن راوى به دروغ به خدا نسبت مىدهد . البته در اين آيات پاره اى معارف ديگر نيز خاطر نشان شده است . * ( « أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْه . . . » ) * كلمه « يثنون » از باب « ثنى الشيء ، يثناه ، ثنيا » است ، بر وزن « فتح ، يفتح ، فتحا » ، و مصدر آن ، يعنى « ثنى » به معناى عطف و پيچاندن است ، و نيز به معناى رد بعضى بر بعض ديگر است . صاحب مجمع البيان مىگويد : اصل « ثنى » به معناى عطف است ، وقتى بخواهى بگويى فلانى را از فلان يا فلان عمل منصرف كردم مىگويى : « ثنيته عن كذا » ، و از همين باب است كلمه « اثنان : دو » ، چون دومى از هر چيز عطف به اولى آن مىشود ، و به سوى آن برگردانده مىشود : « ثناء » هم كه به معناى مدح است از اين باب است ، زيرا در مدح و ستودن ، فضايل شخص ممدوح را يكى يكى ذكر مىكنند ، دومى را به اولى و سومى را به دومى عطف مىنمايند ، و كلمه « استثناء » نيز از همين باب است ، چون در استثناء نظر خود را به جمله قبل بر مىگردانى و افرادى را از آن استثناء مىكنى « 1 » . وى در معناى جمله * ( « لِيَسْتَخْفُوا مِنْه » ) * گفته است : كلمه « استخفاء » به معناى طلب خفاء چيزى است ، و همچنين است كلمه « تخفى » ، و همچنين دو كلمه « استغشى » و
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 142 .