تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
كالبد آن آيه و همه آيات دويده است ، و حقيقتى را افاده مىكند كه همه آيات قرآن در مقام افاده آن حقيقت مىباشند . پس ، اين كتاب كريم با تشتت آيات و تفرق ابعاضش جز يك غرض را دنبال نمىكند ، غرض واحدى كه در هر موردى شكلى خاص به خود مىگيرد ، در يك مورد اصلى دينى ، و در موردى ديگر حكمى اخلاقى ، و در جايى ديگر حكمى شرعى و يا سياسى و يا قضايى و يا غير آن است ، بطورى كه هر قدر از ريشه به سوى شاخه و از شاخه به شاخه هاى باريكتر برده شود از آن معناى واحد محفوظ خارج نگشته و آن غرض اصلى گم نمىشود . پس آن ريشه ، اصلى است واحد كه وقتى تجزيه و تركيب مىشود به صورت يك يك آن اجزاء و تفاصيل عقايد و اخلاق و اعمال در مىآيد ، و آن عقايد و اخلاق و اعمال وقتى تحليل مىشود به شكل آن ريشه اصلى و آن روح دويده در همه آنها در مىآيد . و بنا بر اين ، توحيد خداى تعالى اگر آن طور كه لايق ساحت قدس و عزت و كبريايى او است در نظر گرفته شود ، آن توحيد در مقام اعتقاد مثلا به صورت اثبات اسماء و صفات حسناى الهى و اعتقاد داشتن به آنها در مىآيد ، و در مقام اخلاق ، آدمى را متخلق به اخلاق كريمه اى از قبيل رضا ، تسليم ، شجاعت ، عفت ، سخاء و . . . و مبراى از صفات رذيله مىسازد ، و در مرحله عمل وادار به اعمال صالح و تقواى از محرمات الهى مىكند . و اگر خواستى مىتوانى اينطور بگويى كه : توحيد خالص باعث مىشود آدمى در هر يك از مراتب عقايد و اخلاق و اعمال ، همان را داشته باشد كه كتاب الهى از انسانها خواسته و به آن دعوت كرده است ، هم چنان كه آنچه قرآن كريم از اين مراتب و از اجزاء آن بيان كرده هيچ يك را بدون توحيد خالص تحقق پذير نمىداند . پس ، تا اينجا روشن شد كه آيه شريفه مورد بحث در مقام بيان اين جهت است كه تفاصيل و جزئيات معارف و شرايع قرآنى به اصلى واحد بر مىگردد ، به نحوى كه اگر آن اصل در هر مورد از موارد عقايد و اوصاف و اعمال با خصوصيت مورد ، تركيب شود حكم خاص به آن مورد را نتيجه مىدهد ، همان حكمى را كه قرآن كريم براى آن مورد معين كرده ، و با اين بيان دو نكته به خوبى روشن مىشود : اول اينكه : كلمه « كتاب » در آيه مورد بحث خبر براى مبتدايى است كه از كلام حذف شده و تقدير آن « هذا كتاب » مىباشد ، و منظور از كتاب همين قرآنى است كه در دست ما است ، قرآنى كه مىبينيم به سوره هايى تقسيم شده و اين با مطلبى كه در كلمات مفسرين و يا در روايات آمده و گفته شده كه منظور از كتاب لوح محفوظ و يا قرآن واقع در لوح محفوظ است