تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
اين مقام است كه غرض آيات قرآنى را با همه كثرت و تشتتى كه در آنها است بيان نموده از مضامين همه آنها خلاصه گيرى كند . و خاطر نشان مىسازد كه اساس و جان تمامى معارف مختلفى كه آيات قرآنى متضمن آن است يك حقيقت است . اگر قرآن كريم سخن از معارف الهى دارد و اگر در باره فضايل اخلاقى سخن مىگويد و اگر احكامى در باره كليات عبادات و معاملات و سياسات و ولايتها تشريع مىكند و اگر از اوصاف خلايقى از قبيل : عرش ، كرسى ، لوح ، قلم ، آسمان ، زمين ، فرشتگان ، جن ، شيطانها ، گياهان ، حيوانات و انسان سخن به ميان مىآورد ، و اگر در باره آغاز خلقت و انجام آن حرف مىزند و بازگشت همه را نخست به سوى فنا و سپس به سوى خداى سبحان مىداند و خبر از روز قيامت و قبل از قيامت ، يعنى از عالم قبر و برزخ مىدهد و از روزى خبر مىدهد كه همه براى رب العالمين و به امر او به پا مىخيزند ، و همه در عرصه اى جمع گشته سؤال و بازخواست و حساب و سنجش و گواهى گواهان را مىبينند ، و در آخر بين همه آنان داورى شده گروهى به بهشت و جمعى به دوزخ مىروند ، بهشت و دوزخى كه داراى درجات و دركاتى هستند ، و نيز اگر بين هر انسانى و بين عمل او ، و نيز بين عمل او و سعادت و شقاوت او ، و نعمت و نقمت او ، و درجه و دركه او ، و متعلقات عمل او از قبيل وعده و وعيد و انذار و تبشير از راه موعظه و مجادله حسنه و حكمت رابطه برقرار دانسته و در باره آن رابطه ها سخن مىگويد ، همه اينها بر آن يك حقيقت تكيه دارد و آن حقيقت چون روح در تمامى آن معارف جريان يافته و آن يك حقيقت ، اصل و همه اينها شاخه و برگ آنند ، آن حقيقت ، زير بنا و همه اينها كه دين خدا را تشكيل مىدهند بر آن پايه بنا نهاده شده‌اند ، و آن يك حقيقت عبارت است از توحيد حق تعالى ، البته توحيدى كه اسلام و قرآن معرفى كرده ، و آن اينست كه انسان معتقد باشد به اينكه خداى تعالى رب همه اشياى عالم است و غير از خداى تعالى در همه عالم ربى وجود ندارد ، و اينكه انسان به تمام معناى كلمه تسليم او شود و حق ربوبيت او را اداء كند و دلش جز براى او خاشع نگشته ، بدنش جز در برابر او خضوع نكند ، خضوع و خشوعش تنها در برابر او - جل جلاله - باشد . و اين توحيد ، اصلى است كه با همه اجمالى كه دارد متضمن تمامى تفاصيل و جزئيات معانى قرآنى است ، چه معارفش و چه شرايعش . و به عبارتى اصلى است كه اگر شكافته شود همان تفاصيل مىشود ، و اگر آن تفاصيل فشرده شود به اين اصل واحد برگشت مىكند .
پس ، اين سوره همه معارف قرآنى را نخست در اين چهار آيه اول بطور اجمال ذكر