تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
مىآوردند ، و ليكن اينطور نخواسته و در نتيجه همه ايمان نياوردند ، و از اين به بعد هم همه ايمان نخواهند آورد . پس ، مشيت در اين باب با خداى سبحان است ، و مطلب به خواست او بستگى دارد ، و چون او چنين چيزى را نخواسته تو اى پيامبر نبايد چنين طمع و توقعى داشته باشى ، و نيز نبايد در اين باب خود را خسته كنى براى اينكه تو قادر نيستى مردم را مجبور بر ايمان كنى ، و ايمانى كه از روى اكراه باشد خواست ما نيست ، آن ايمانى را ما از انسانها خواسته‌ايم كه از حسن اختيار باشد .
و به همين جهت است كه بعد از بيان اين حقيقت ، در قالب استفهام انكارى فرموده : * ( « أفَأَنْتَ تُكْرِه النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ » ) * ، يعنى بعد از آنكه بيان كرديم كه امر مشيت و خواست به دست خداى تعالى است و او نخواسته كه تمامى مردم ايمان بياورند ، و در نتيجه همه مردم به اختيار خود به هيچ وجه ايمان نخواهند آورد ، با اين حال ديگر راهى براى تو باقى نمانده جز اينكه فرضا مردم را به زور و به اكراه بر ايمان واداشته و مجبور سازى ، و من اين عمل را براى تو عملى منكر كرده‌ام و تو نبايد دست به چنين كارى بزنى ، و نمىتوانى اين كار را بكنى ، و خود من هم ايمان اين چنينى را قبول نمىكنم . * ( « وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ » ) * بعد از آنكه در آيه سابق فرمود « امر ايمان آوردن مردم به دست خداى سبحان است ، اگر بخواهد همه اهل زمين ايمان بياورند ايمان خواهند آورد ، و ليكن اين را نخواسته ، پس جاى اين نيست كه كسى در ايمان آوردن همه طمع ببندد » ، اينك در اين آيه نكته اى در بيان اين معنا اضافه كرده كه حاصلش اينست : ملك - به كسر ميم - فقط و فقط از آن خدا است ، پس تنها او است كه اصالتا و بدون نياز به موافقت و اجازه كسى مىتواند در ملك عالم تصرف كند ، و كس ديگرى در اين اصالت تصرف شريك او نيست . بله ، مگر اينكه او به بعضى از مخلوقاتش در بعضى از تصرفات اجازه بدهد . و ايمان به خدا - البته ايمان اختيارى - و راه يافتن به سوى او مانند ساير موجودات عالم و ساير امور در تحققش محتاج به سببى است خاص به خودش ، و اين سبب هر چه باشد مؤثر واقع نمىشود و سببيتش كار آمد نمىگردد و مسبب خود را كه همان ايمان آدمى است پديد نمىآورد مگر به اذن خداى سبحان ، ليكن خداى سبحان اين اذن را در همه موارد نمىدهد ، تنها در خصوص انسانى مىدهد كه پذيراى حق باشد . و اما انسانى كه معاند حق است و در برابر حق لجاجت مىكند خداى تعالى پليدى و ضلالت را نصيب او مىكند ، ( چون خود او با بدى اختيارش سبب پليدى و ضلالت را كه همان عناد و لجاجت است انتخاب كرده ) پس اميدى در