تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
* ( « فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ » ) * كلمه « ننجيك » متكلم مع الغير از مضارع باب تفعيل ( تنجية ) است . و « تنجية » و همچنين « انجاء » - كه مصدر باب افعال از نجات است - هم از نظر وزن و هم از نظر معنا شبيه به تخليص و اخلاص هستند كه از ثلاثى مجرد « خلاص » گرفته شده‌اند . و تنجيه به بدن فرعون ، دلالت دارد بر اينكه فرعون غير از بدن چيز ديگرى داشته كه بدن بعد از نزول عذاب آن را از دست داده ، و آن چيزى كه نامش « فرعون » بوده و بدن بدن او بوده ، همان نفسى است كه روح هم خوانده مىشود ، و اين نفس همان چيزى است كه خداى تعالى در دم مرگ هر كس آن را مىگيرد ، هم چنان كه در آيات ذيل فرموده : « اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها » « 1 » ، و نيز فرموده : « قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ » « 2 » ، و اين نفس همان است كه آدمى در طول عمرش از او خبر مىدهد به « من » و « اينجانب » ، و همين « من » است كه انسانيت انسان به وسيله آن تحقق مىيابد ، همان است كه درك مىكند و اراده مىنمايد ، و افعال انسانى را به وسيله بدن و قوا و اعضاى مادى آن انجام مىدهد و بدن چيزى به جز آلت و ابزار كار نفس نيست ، البته ابزار كار نفس در كارهاى مادى او و اما در كارهاى معنوى ، نفس بدون حاجت به بدن كارهاى خود را انجام مىدهد . و از آنجا كه نفس و بدن با هم متحدند نام نفس را به بدن هم اطلاق مىكنند ، ( و به بدن و جسم زيد مىگويند : اين زيد است ، با اينكه در حقيقت آن بدن زيد نيست بلكه آن نفس زيد است كه بدن مركب او است ) . دليلى كه شما ، خواننده را در اين باب قانع سازد همين كافى است كه : بدن از روزى كه متولد مىشود تا روزى كه مىميرد بطور دائم در حال تغيير است ، و دائما در معرض تبدلهاى طبيعى است كه چه بسا تمامى بدن تحليل برود و اجزاى جديدى جاى تحليل رفته ها را بگيرد و از بدنى كه روز اول به دنيا آمد چيزى باقى نماند ، بلكه بدن بدنى ديگر شود . و اگر حقيقت زيد عبارت باشد از بدن او ، همان بدنى كه مادرش به دنيا آورده و كلمه زيد هم نام آن باشد ، بايد در حال جوانىاش او را زيد نناميم ، تا چه رسد به هفتاد سالگى و هشتاد سالگيش كه بطور قطع بدن زمان تولد را ندارد ، و حتما نام زيد نام شخصى ديگر غير او خواهد بود . و بر همين حساب اگر اين شخص در جوانى كار خوبى و يا جنايتى
هامش
( 1 ) خداى تعالى جانها را هنگام مردنش مىگيرد . « سوره زمر ، آيه 42 » . ( 2 ) بگو ملك الموتى كه موكل بر شما است جانهاى شما را مىگيرد . « سوره الم سجده ، آيه 11 »