تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
معناى زمين بلند است ، زمينى كه سيل آن را نمىگيرد ، و معناى آيه اين است كه : امروز ما بدنت را به بلندى زمين بيرون كرديم . و چه بسا بعضى « 1 » از مفسرين كه گفته‌اند : منظور از بدن در اين جمله « زره » است ، چون فرعون زرهى از طلا داشت كه همه وى را به آن علامت مىشناختند ، و خداى تعالى فرعون را با آن زره به بالاى آب آورد تا براى آيندگان آيت و عبرت باشد . و چه بسا كه بعضى « 2 » گفته باشند : تعبير به « تنجية » از باب استهزاء به فرعون بوده است . و ليكن حق مطلب اينست كه همه اينها تكلف و خود را بيهوده به زحمت انداختن است و هيچ حاجتى به اين تكلفها نيست ، چون خداى تعالى نفرموده : « ننجيك » تا آن اشكال متوجه شود و كسى بگويد : بيرون آوردن لاشه فرعون نجات فرعون نيست ، بلكه فرموده : * ( « نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ » ) * كه حرف باء براى آلت و يا سببيت است ، و معنايش اينست كه : ما تو را با بدنت و يا به سبب بدنت نجات داديم ، و در صحت اين نسبت عنايت به اتحادى است كه گفتيم بين نفس و بدن برقرار مىباشد . علاوه بر اينكه اشكال اصلا وارد نيست ، جوابى هم كه داده‌اند صحيح نمىباشد ، زيرا صرف اينكه جمله « ننجيك » را حمل كنيم بر قرار دادن بدن روى نجوه اى از زمين ، اشكال را از اصل بر طرف نمىسازد ، براى اينكه آنچه به قول آنان بر بالاى بلندى زمين قرار گرفته بدن فرعون بوده ، نه خود فرعون چون اگر خود فرعون بود بايد زنده و سالم مىبود ناگزير بايد بگويند : فرعون زنده از آب نجات يافته كه اين را هم نمىتوانند بگويند . پس ، چاره اى جز اين ندارند كه حرف ما را قبول كنند و بگويند نسبتى كه در آيه شريفه به فرعون داده شده به عنايت اتحادى است كه بين بدن و جسم آدمى وجود دارد ، و در صورتى كه اين اتحاد مصحح اطلاق اسم انسان بر بدن انسان باشد ، قهرا مىتواند مصحح اين نيز باشد كه نجات دادن بدن انسان را نجات انسان بناميم ، مخصوصا در جايى كه قرينه اى هم باشد بر اينكه منظور از تنجيه ، تنجيه اى است كه خاص بدن است ، نه تنجيه اى كه مربوط به انسان است ، و مستلزم زنده بيرون آوردن و سلامت جان و تن انسان هر دو است ، و قرينه اى كه در مورد بحث ما هست كلمه « ببدنك » مىباشد . * ( « وَلَقَدْ بَوَّأْنا بَنِي إِسْرائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ » ) * يعنى ما بنى اسرائيل را سكنى داديم در مسكنى صدق . و اگر سكنى را اضافه به صدق
هامش
( 1 ) تفسير الكبير ، ج 17 ، ص 157 . ( 2 ) تفسير الكبير ، ج 17 ، ص 157 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 176 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى