كردهاند ، و در تفسير قمى « 1 » از پدرش از نوفلى از سكونى از امام صادق ( ع ) همين معنا را روايت كرده است .
* ( « وَجاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُه بَغْياً وَعَدْواً . . . » ) *
كلمه « بغى » و كلمه « عدو » مانند كلمه « عدوان » به معناى ظلم است ، و كلمه « ادراك » در جمله * ( « حَتَّى إِذا أَدْرَكَه الْغَرَقُ » ) * و در هر جاى ديگر به معناى رسيدن و پيوستن به چيزى و مسلط شدن بر آن است ، هم چنان كه كلمه « اتباع » به معناى اينست كه به آن چيز برسى و ملحق شوى .
* ( « آمَنْتُ أَنَّه لا إِله إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِه بَنُوا إِسْرائِيلَ » ) * - يعنى همين كه بلاى غرق او را دريافت ، گفت : * ( « آمَنْتُ أَنَّه » ) * كه تقديرش « آمنت بانه » است ( ايمان آوردم به اينكه هيچ معبودى نيست به جز آن خدايى كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردند ) . و اگر نگفت به « اللَّه » بلكه معبود را توصيف كرد به آن معبودى كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردند ، براى اينست كه انگيزه اش در ايمان آوردن طمعى بوده ، كه شايد با ايمان آوردنش دست يابد به آنچه بنى اسرائيل با ايمان آوردنشان به آن دست يافتند ، و آن عبور كردن از دريا و نجات يافتن از غرق شدن بود . و باز به همين جهت است كه بين ايمان و اسلام جمع كرد تا به اين وسيله اثر آن گناهى كه بر آن اصرار داشت يعنى گناه شرك به خدا و استكبار بر خدا را بشويد . و بقيه الفاظ آيه روشن است .
* ( « آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ » ) * كلمه « آلان » - با « أ » ى مد دار - اصلش « أألان : آيا الان » بوده ، يعنى آيا حالا ايمان مىآورى ؟ حالا كه عذاب خدا تو را درك كرده ؟ با اينكه ايمان و توبه هيچ كس در لحظه فرا رسيدن عذاب و آمدن مرگ از هر طرف قبول نيست . و تو قبل از اين عصيان كردى و از مفسدان بودى و عمرت را در معصيت خدا بسر بردى و توبه را در موقع خودش انجام ندادى ، حال كه وقت توبه فوت شده ايمان چه سودى به حالت دارد ، و اين موفق نشدنت به ايمان و توبه همان چيزى است كه موسى و هارون آن را از خداى تعالى خواستند . آرى ، از خدا خواستند كه فرعون را به عذاب أليم خود بگيرد و راه او را به سوى ايمان ببندد تا در تمامى طول زندگى ايمان نياورد ، مگر هنگامى كه عذاب از هر طرف احاطه اش كرده باشد ، هنگامى كه نه ايمان سودى مىبخشد و نه توبه .
هامش
( 1 ) تفسير قمى .