تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
تفرعن از حد گذشته بود . بنا بر اين ، معناى آيه چنين مىشود - و اللَّه اعلم - كه : نتيجه اى كه از بعثت موسى و هارون و استكبار فرعون و درباريانش به دست آمد اين بود كه كسى به موسى ايمان نياورد مگر ذريه اى و افراد ضعيفى از بنى اسرائيل ، و اينان در حالى ايمان آوردند كه هم از اقوياى خود مىترسيدند و هم از فرعون كه مبادا اين دو طايفه آنان را به جرم ايمان آوردنشان شكنجه كنند و جاى ترس هم داشت ، براى اينكه جو زندگى آنان جوى خطرناك بود ، فرعون در آن روزگار در زمين علو و ديكتاتورى داشت و بر اهل زمين مسلط بود ، و در حكمرانيش نه تنها رعايت عدالت را نمىكرد ، بلكه ستمگرى را از حد گذرانده بود و براى ظلم و شكنجه حد و مرزى نمىشناخت . و به فرض هم كه منظور از كلمه « قومه » تمامى انسانهايى باشند كه موسى ( ع ) مبعوث بر آنان شده و مامور بوده كه رسالت الهى را به آنان برساند ، چه قبطىها و چه بنى اسرائيل ، از راه ديگرى مىتوان معناى مناسبترى براى آيه كرد ، بدون اينكه احتياج به آن تكلفاتى باشد كه مفسرين مرتكب شده و مصداق آن را قبطيان شمرده‌اند ، با اينكه حاجتى به اين مطلب نيست . « 1 »
* ( « وَقالَ مُوسى يا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّه فَعَلَيْه تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ » ) * از آنجا كه ايمان به خدا ، مؤمن را به مقام پروردگارش هر چند بطور اجمال آشنا مىسازد ، و مؤمن عالم به اين معنا مىشود كه خداى تعالى سببى است فوق همه اسباب ، سببى است كه سببيت همه اسباب به او منتهى مىشود ، و نيز او را آگاه مىكند به اينكه تدبير همه امور به دست خداست ، و لذا ايمان ، مؤمن را وا مىدارد به اينكه امور را تسليم به خدا كند . و هرگز به ظاهر چيزهايى كه از نظر ديگران سبب مستقل است اعتماد نكند ، زيرا اعتماد به اين سببهاى ظاهرى جهل محض است . و لازمه اين كار آنست كه مؤمن همه امور را به خدا ارجاع داده و همه توكلش بر خدا شود ، و لذا مىبينيم در آيه مورد بحث هم كه مؤمنين صاحب تسليم را امر به توكل بر خدا كرده نخست اين امر خود را مشروط به شرطى كرده و آن داشتن ايمان است ، و سپس كلام را با شرطى ديگر تمام كرده كه آن اسلام است . بنا بر اين گفتار ، آيه شريفه از نظر معنا در اين تقدير است كه فرموده باشد : اگر شما به خدا ايمان داريد و تسليم او شده‌ايد پس بر او توكل و اعتماد كنيد . خواهيد گفت اگر تقدير كلام چنين است پس چرا در آيه شريفه هر دو شرط را پهلوى هم نياورده و جمله * ( « فَعَلَيْه تَوَكَّلُوا » ) *
هامش
( 1 ) زيرا ممكن است هم بنى اسرائيل و هم قبطيان داراى فرزندانى بوده باشند كه با ترس از بزرگترها ايمان آورده باشند . « مترجم »