ستمگر قرار مده ( 85 ) .
و به رحمتت ما را از شر مردم كافر نجات ببخش ( 86 ) .
و ما به موسى و برادرش وحى كرديم كه : در مصر براى مردمتان فكر خانه كنيد و خانه هايتان را پهلو و مقابل يكديگر قرار دهيد ، و نماز بخوانيد و مؤمنين را بشارت ده ( 87 ) .
موسى ( بعد از آنكه به كلى از به راه آوردن قومش مايوس شد از سوى خودش و برادرش ) گفت : اى پروردگار ما ! تو به فرعون و درباريانش در زندگى دنيا زينت و اموال داده اى اى پروردگار ما ! مثل اينكه خواسته اى از راه خودت گمراهشان كنى ، اى پروردگار ما اموالشان را در مسير فناء قرار بده و دلهايشان را نيز سخت كن تا ايمان نياورند ، تا در آخرت عذابى دردناك بچشند ( 88 ) .
خداى تعالى ( در جواب نفرين موسى و هارون ) گفت : نفرين شما مستجاب شد ، پس شما بر كار پيشبرد دعوتتان هم چنان استوار باشيد و راه كسانى را كه علم ندارند پيروى نكنيد ( 89 ) .
( اين داستان موسى را نيز از قرآن برايشان بخوان كه ما ) بنى اسرائيل را از دريا عبور داديم ، فرعون و لشكريانش كه به انگيزه بغى و ياغى گرى آنها را دنبال مىكردند غرق كرديم ، فرعون در آن لحظه كه داشت غرق مىشد گفت : ايمان آوردم به خدايى كه جز او معبودى نيست ، همان خدايى كه بنى اسرائيل به وى ايمان آوردند ، و اينك من از مسلمانانم ( 90 ) .
( خطاب رسيد ) حالا ايمان آوردى ؟ ! در حالى كه قبلا نافرمانى كردى و از مفسدان بودى ؟ ( 91 ) .
اينك امروز بدنت را از آب بيرون مىاندازيم ، تا براى آيندگانت آيت و عبرتى باشى ، هر چند كه بسيارى از مردم از آيتهاى ما غافلند ( 92 ) .
( به شهادت اينكه ) ما بنى اسرائيل را در منزلگاهى كه همه آثار منزلى را داشت سكنى داديم ، و از انواع رزق طيب و پاك روزى داديم ، ولى ( به جاى اينكه متوجه آيتهاى ما شوند ) اختلاف كردند ، آن هم بعد از آنكه به حقانيت آيات ما يقين پيدا كردند . آرى ، پروردگار تو در روز قيامت در بين آنان و در باره موارد اختلافشان داورى خواهد كرد ( 93 )
.
بيان آيات
خداى تعالى بعد از ذكر داستانى از نوح ( ع ) و اجمالى از داستان انبياء بعد از نوح و قبل از موسى ( ع ) در آيات قبل ، اينك در اين آيات رشته سخن را به داستان موسى و برادر و وزيرش ، هارون و سرگذشتى كه با فرعون و درباريانش داشتند كشيده ، و در عين اينكه داستان را بطور اختصار و كوتاه آورده ، با سياقى آورده كه همه فصول آن با سرگذشت رسول اسلام و دعوتش از فرعونصفتان قومش و طاغيان قريش منطبق است ، و به فهرستى از سرگذشت رسول خدا ( ص ) و مسلمين كه ذيلا ايراد مىشود اشاره دارد :
1 - ايمان نياوردن طاغيان قريش 2 - ايمان آوردن ضعفاى قريش و غير قريش كه تحت