تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ترجمه آيات سپس ( داستان موسى را از قرآن بر ايشان بخوان كه ) ما بعد از قوم نوح ، موسى و هارون را مبعوث به نبوت نموده ، به سوى فرعون و درباريانش و با معجزاتى از معجزاتمان گسيل داشتيم ، ولى از پذيرفتن دعوت ما استكبار ورزيدند ، چون مردمى مجرم بودند ( 75 ) . پس همين كه حق از ناحيه ما برايشان آمد گفتند : اين از آن سحرهاى روشن است ( 76 ) . موسى گفت : آخر به چه جرأتى حق را كه برايتان آمده سحر مىخوانيد ؟ با اينكه مىدانيد ساحران رستگار ( و پيروز ) نمىشوند ( 77 ) . گفتند : مثل اينكه شما با اين نقشه به سراغ ما آمده اى كه ما را از دينى كه پدران خود را بر آن دين يافته‌ايم منصرف كنى ، تا در نتيجه سرورى بر ما و بر سرزمين ما را بدست آوريد ، و چون چنين است ابدا به شما ايمان نخواهيم آورد ( 78 ) . فرعون دستور داد : هر چه ساحر دانا و ماهر هست نزد من حاضر كنيد ( 79 ) . همين كه ساحران جمع شدند موسى به ايشان گفت : سحر خود را هر چه آورده‌ايد بيندازيد ( 80 ) . همين كه انداختند موسى گفت : اينها كه شما براى مبارزه با من آورده‌ايد سحر است ، و خدا به زودى باطلش مىكند ، چون خدا عمل مفسدان را اصلاح نمىكند ( 81 ) . خدا حق را با كلمات خود محقق مىسازد ، هر چند كه مجرمها نخواهند ( 82 ) . ( در آغاز ) جز گروهى از فرزندان قوم او به موسى ايمان نياوردند ، آن هم با ترس از اينكه فرعون و درباريانش آنان را گرفتار سازند ، چون فرعون در آن سرزمين تسلطى عجيب داشت و ( در خونريزى ) از اسرافكاران بود ( 83 ) . موسى گفت : اگر به راستى به خدا ايمان آورده‌ايد و تسليم او هستيد بايد بر او توكل كنيد ( 84 ) . گفتند ما بر خدا كه پروردگارمان است توكل مىكنيم ، پروردگارا ما را وسيله داغ دل گرفتن مردم