آنست ، و جنبه ربانى هر موجودى محكوم به غير تدريج است ، و نه زمانى است و نه غايب از پروردگارش و نه منقطع از او ، به خلاف جنبه ماديش كه محكوم به آن احكامى است كه بر شمرديم .
و روايتى كه ما در اين بحث روايتى آورديم اشاره به همان عالم ذرى دارد كه در سابق گذشت ، با اين تفاوت كه اين روايت مزيتى مخصوص به خود دارد ، و آن تعبير لطيف « ظلال » است ، چون اگر به خوبى و دقت در آن نظر شود منظور از آن بيشتر روشن مىگردد . آرى ، در موجودات اين عالم امورى است كه از جهتى شبيه به سايه اشياء است ، و آن اينست كه مانند سايه ملازم با اشياء و حاكى از خصوصيات و آثار وجود اشياء است ، و در عين حال هم عين اشياء است و هم نيست .
براى اينكه ما وقتى به اشياء نظر كنيم و نظر خود را تجريد نموده صرفا از اين نظر اشياء را ببينيم كه صنع خدا و فعل محض او است ، و منفك و جدايى پذير از او نيست - كه البته نظرى است حق و نگرشى است واقعى - در چنين نظرى چيزى در اشياء جز اين نمىبينيم كه تسليم خدا و خاضع در برابر اراده خدا ، و متذلل در برابر كبريايى او ، و وابسته محض به رحمت او و امر ربوبى اويند ، و به وحدانيت او و به آنچه به وسيله رسولانش فرستاده و به دينى كه بر آنان نازل كرده ايمان دارند .
و اين خصوصيات ، وجودهايى همچون سايه براى اشياء عالمند و در عين اينكه سايه آنهايند عين آنها نيستند . البته اين زمانى است كه همانطور كه گفتيم به اشياء مادى نظر كنيم ، و عالم ماده را اصل و معيار قياس قرار دهيم ، هم چنان كه آيات قرآنى هم كه غرضش بيان ثبوت تكليف به توحيد و بيان اين معنا است كه احدى از اين تكليف مستثناء نيست و روز قيامت همه از آن سؤال خواهند شد ، همين نظر را زير بناى بيانات خود قرار داده است .
حال ، اگر موجودات را از جنبه يلى الربى ( ارتباط با خدا ) اصل قرار داده ، عالم ماده را با موجوداتى كه در آن است بر آن قياس كنيم - كه البته اين نظر نيز نظرى است حق و نگرشى است واقعى - در چنين نظرى اين عالم همان سايه خواهد بود ، و جنبه يلى الربى موجودات اصل و شخص صاحب سايه خواهد بود ، هم چنان كه آيه شريفه « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه » « 1 » و آيه « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ » « 2 » ، به اين جنبه اشاره دارد .
هامش
( 1 ) همه چيز نابود مىشود مگر وجه او . « سوره قصص ، آيه 88 »
( 2 ) هر كس كه بر روى زمين است فانى است و تنها وجه پروردگارت باقى مىماند . « سوره الرحمن ، آيه 27 »