بشر آن را قبيح مىداند مخصوصا اگر سخن بدون علم در باره رب العالمين - عز اسمه - باشد .
* ( « قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ » ) * در اين آيه شريفه گويندگان آن سخن كفرآميز را تهديد و انذار مىكند به اينكه اين افتراء عاقبت شومى دارد . در اين دو آيه التفات لطيفى به كار رفته كه براى همه روشن است ، چون در آغاز گويندگان آن سخن را غايب فرض كرده و از آنان حكايت كرده كه چنين و چنان مىگويند : * ( « قالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً » ) * و سپس همانان را با خطابى خشمآلود مخاطب قرار داده كه شما در اين نسبتى كه به خدا مىدهيد و اين افترايى كه بر او مىبنديد هيچ دليلى نداريد : * ( « إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا أتَقُولُونَ عَلَى اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ » ) * ؟ و در اين خطاب صاحب خطاب را معرفى نكرده ، و نفرموده كه خداى تعالى مىفرمايد : شما دليلى بر اين گفته خود نداريد ، بلكه خداى تعالى را غايب به حساب آورده و فرموده : * ( « أتَقُولُونَ عَلَى اللَّه . . . » ) * ، آيا بر خدا افترايى مىبنديد كه هيچ علمى به آن نداريد ؟ و نفرموده : « أتقولون على - آيا بر من افتراء مىبنديد ؟ » و يا « أتقولون علينا - آيا بر ما افتراء مىبنديد » ؟ و اين به خاطر آن بوده كه عظمت مقام خود را از اينكه با مشتى نفهم هم كلام شود حفظ نمايد ، و سپس بار ديگر از آنان روى گردانيده خطاب را متوجه رسول گرامىاش كرده كه تو بگو : * ( « إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ » ) * ، تا با اين تغيير سياق ، هم ساحت مقدس خود را از جهل آنان منزه داشته و هم به زبان رسول گرامىاش تهديدشان كرده باشد ، چون تهديد و انذارشان كار رسول خدا ( ص ) و وظيفه او است .
* ( « مَتاعٌ فِي الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذابَ الشَّدِيدَ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ » ) * اين آيه شريفه خطابى است به رسول خدا ( ص ) ، كه در آن علت رستگار نشدن كفار چنين بيان شده كه اين كفار در مقابل كفر به خداى تعالى چيزى بدست نياوردند جز متاعى اندك و لذتى دنيايى و موقت كه سرانجامش بازگشت به خداى تعالى و عذاب شديدى است كه خواهند چشيد .
بحث روايتى
شيخ در امالى خود مىگويد : ابو عمرو به ما خبر داد و گفت : كه يعقوب بن زياد از نصر بن مزاحم از محمد بن مروان از كلبى از ابى صالح از ابن عباس برايمان حديث كرد كه وى