روز فقر و فاقه و پيرى و كورى او باشد ، و اين معنا يعنى استيلاد به تمامى جهاتش در مورد خداى تعالى محال است ، زيرا اولا خداى تعالى منزه از داشتن اجزاء است ، و ثانيا در كار او تدريج نيست ، و ثالثا او منزه از داشتن مثل است ، تا بخواهد توليد مثل كند ، و رابعا او پيوسته بى نياز است ، تا براى روز نيازمنديش يار و مدد كارى پديد آورد .
خود خداى تعالى هم هر جا فرزند داشتن را از خود نفى كرده ، از همه جهات مذكور نفى كرده و بر آن استدلال فرموده ، مثلا در آيه زير از تمامى جهاتش نفى كرده و فرموده : « وَقالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً سُبْحانَه بَلْ لَه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَه قانِتُونَ بَدِيعُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 1 » كه در تفسير همين آيه و آيات قبل و بعدش در جلد اول اين كتاب معنايش گذشت .
و اما آيه مورد بحث ، تنها در مساله نفى ولد از يك جهت استدلال شده و آن جهت اخير يعنى بى نيازى خداى سبحان است ، و فرموده كه غرض از وجود فرزند اينست كه پدر در هنگام حاجت از كمك و يارى او استفاده كند ، و اين در باره كسى تصور دارد كه به حسب طبع فقير و محتاج باشد ، و خداى سبحان بى نيازى است كه بىنيازيش آميخته با فقر و حاجت نيست ، زيرا هر آن موجودى كه در آسمانها و زمين باشد و يا فرض بشود مالكش خداست ، و معنا ندارد كه مالك ، نيازمند آن چيز باشد .
* ( « إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ » ) * - كلمه « سلطان » در اينجا به معناى برهان است ، مىفرمايد شما در اين ادعايتان كه مىگوييد : « خدا فرزند گرفته » ، هيچ دليلى نداريد و سخنتان از روى جهل و بدون مدرك است . و بنا بر اين ، حاصل معناى آيه چنين مىشود كه : نه تنها دليلى بر گفتار شما نيست ، بلكه دليل بر خلاف آن هست ، و آن اينست كه خداى تعالى غنى مطلق و بى نياز از هر جهت است ، و كسى كه براى خود فرزند مىگيرد ، حتما به داشتن فرزند نيازمند است ، و اين سنخ استدلال را در اصطلاح فن مناظره « منع با سند » مىنامند .
* ( « أتَقُولُونَ عَلَى اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ » ) * - اين جمله ، گويندگان آن سخن بيهوده را توبيخ مىكند كه چرا چيزى مىگوئيد كه علمى بدان نداريد . آرى ، اين عمل از اعمالى است كه عقل
هامش
( 1 ) و گفتند خدا براى خود فرزندى گرفته ، منزه است خدا ، آخر چگونه ، با اينكه ملك تمامى آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است و همه آنها در برابر ربوبيت او خضوع و عبوديت دارند ؟ و چگونه با اينكه او آسمانها و زمين را بدون الگو آفريد ؟ و چون قضاء براند بر اينكه چيزى هست شود تنها فرمان مىدهد : « كن » كه بلادرنگ آن چيز موجود مىشود . « سوره بقره ، آيه 117 » .