مقامات وهمى و درجات رسمى اجتماعى كه جوامع به منظور حفظ نظام اجتماعى خود قرار مىدهند كه فلان شخص پادشاه و آن ديگرى وزير و آن ديگرى رئيس و بقيه مرؤس و رعيت باشند .
پس ، معلوم شد كه اين مفسر حق بحث علمى را اداء نكرده و آن مقدار كه بايد ، تعمق ننموده تا به نتيجه حقيقى بحث هدايت شود و بفهمد كه توحيد كامل ، حقيقت ملك را منحصر در خداى سبحان مىكند و بر اين اساس غير از خداى تعالى هيچ چيزى استقلال در تاثير ندارد ، تا حب و بغض ما انسانها و يا خوف و اندوه و يا فرح و تاسف و يا حالات ديگرمان متعلق به آن شود ، و كسى كه اعتقاد به توحيد ، سراسر وجودش را فرا گرفته خوف و اندوه و حب و كراهتش را از خدا مىداند ، اينجاست كه ديگر بين اين دو گفتار ما تناقض نخواهد بود ، كه از يك سو بگوئيم : موحد جز از خدا از هيچ چيز ديگر نمىترسد ، و از سوى ديگر بگوئيم : موحد از بسيارى چيزها كه مضر است مىترسد ، و از بسيارى از امور كه كراهت دارد حذر مىنمايد - دقت فرماييد .
پس مفسر نامبرده نه معناى توحيد كامل را فهميده و نه در بحث قرآنى راهى متقن رفته است تا برايش روشن شود كه جمله * ( « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » ) * خوف و حزن را بطور مطلق نفى كرده ، و نفى آن را مقيد به هيچ قيدى و هيچ حالى نفرموده ، تنها قيدى كه براى اين جمله در قرآن كريم مىبينيم آياتى است كه مىفرمايد : اولياى خدا از خدا مىترسند ، پس اين اولياء از هيچ چيزى نه در دنيا و نه در آخرت نمىترسند و اندوهناك نمىشوند ، تنها ترسى كه دارند از خداى سبحان است .
و اما اينكه گفت : آيات بسيارى تصريح دارد بر اينكه مؤمنين در هنگام مرگ و يا در روز قيامت خوف و حزنى ندارند ، منظور آن آيات ، بيان حال مؤمنين است در يك ظرف خاص ، و اين باعث نمىشود كه همين مؤمنين در ظرفى ديگر دچار خوف و حزن بشوند . آرى ، نفى و يا اثبات چيزى در يك مورد منافات ندارد به اينكه در موردى ديگر خلاف آن ، يعنى آن نفى شده را اثبات ، و آن اثبات شده را نفى نمود ، و اين بر كسى پوشيده نيست .
علاوه بر اين ، خود آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه اين صفت ، صفت تمامى مؤمنين نيست بلكه صفت طايفه خاصى از مؤمنين است ، طايفه اى كه از سايرين به داشتن مرتبه خاصى از ايمان ممتاز شدهاند ، مرتبه اى كه ساير مؤمنين آن را ندارند و جمله * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَكانُوا يَتَّقُونَ » ) * - به بيانى كه در باره دلالت آن گذشت - آن مرتبه خاص را تفسير مىكند .
و كوتاه سخن اينكه ، نفى و برداشتن خوف از غير خدا و نفى حزن از اولياى او به اين
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٥