مىكند ، نهى مىكند ، به آنچه سزاوار است وا مىدارد ، از آنچه نكوهيده است باز مىدارد و او را در زندگى دنيايى و آخرتيش يارى مىكند . هم چنان كه از اين طرف نيز مىگوئيم مؤمن واقعى ولى خدا است ، زيرا آن چنان وصل به خدا است كه متولى اطاعت او در همه اوامر و نواهى او است ، و تمامى بركات معنوى از قبيل هدايت ، توفيق ، تاييد ، تسديد و به دنبالش اكرام به بهشت و رضوان را از خداى تعالى مىگيرد .
پس ، اولياى خدا - به هر حال - تنها مؤمنيناند ، زيرا خداى تعالى خود را ولى آنان در حيات معنويشان دانسته و فرموده : « وَاللَّه وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ » « 1 » چيزى كه هست آيه بعد از اين آيه كلمه « ولايت » را طورى تفسير مىكند كه با اين ادعاء كه خداى تعالى ولى همه مؤمنين باشد ، نمىسازد ، چون ما مىدانيم در بين مؤمنين كسانى هستند كه در عين داشتن ايمان مبتلا به شركند ، هم چنان كه خود خداى تعالى فرموده :
« وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّه إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ » « 2 » . آيه بعد از آيه مورد بحث مؤمنين ولى خدا را چنين معرفى كرده : * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَكانُوا يَتَّقُونَ » ) * « 3 » ، تازه به صرف داشتن ايمان و تقوا معرفى نكرده بلكه با آوردن كلمه « كانوا » فهمانده كه اولياى خدا قبل از ايمان آوردن تقوايى مستمر داشتهاند ، فرموده : * ( « الَّذِينَ آمَنُوا » ) * و سپس بر اين جمله عطف كرده كه : * ( « وَكانُوا يَتَّقُونَ » ) * ، و با آوردن اين جمله مىفهماند كه اولياى خدا قبل از تحقق اين ايمان از آنان ، دائما تقوا داشتهاند ، و معلوم است كه ايمان ابتدايى مسبوق به تقوا نيست ، بلكه ايمان و تقوا در افراد معمولى متقاربند و با هم پيدا مىشوند ، و يا بر عكس اولياى خدا اول ايمان در آنان پيدا مىشود ، بعدا به تدريج داراى تقوا مىگردند ، آن هم تقواى مستمر و دائمى .
پس منظور از اين ايمان مرتبه ديگرى از مراتب ايمان است ، غير آن مرتبه اول كه در افراد معمولى يافت مىشود . در جلد اول اين كتاب در تفسير آيه 130 سوره بقره نيز گفتيم كه براى هر يك از ايمان و اسلام و همچنين براى شرك و كفر مراتب مختلفى است كه بعضى فوق بعضى ديگر است . مرتبه اول از اسلام عبارت است از اينكه آدمى كلمه شهادتين را بر زبان جارى سازد ، و به ظاهر تسليم دستورات دين گردد . دنبال اين مرتبه ، مرتبه دوم اسلام است كه اولين مرتبه ايمان شمرده مىشود ، و آن عبارت است از اينكه گوينده شهادتين قلبا به مضمون آن دو
هامش
( 1 ) « سوره آل عمران ، آيه 68 » .
( 2 ) اكثر آنان به خدا ايمان نمىآورند مگر اينكه در عين حال مشركند . « سوره يوسف ، آيه 106 »
( 3 ) كسانى كه ايمان مىآورند و از هر گناهى پروا دارند .