تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
( وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ) ملحقشان نموده ، در زمره بندگان مقرب خود در اعلى عليين جاى مىدهد . پس ، قرآن كريم واعظى است شفا دهنده بيماريهاى درونى ، و راهنمايى است هادى به سوى صراط مستقيم ، و افاضه كننده رحمتى است كه شفا دادن و هدايت و افاضه رحمتش به اذن خداى سبحان است و بس ، به اين معنا كه اين خود قرآن است كه چنين آثار و بركاتى دارد ، نه اينكه به وسيله چيز ديگرى اين آثار را داشته باشد ، چون قرآن سبب متصلى است بين خدا و خلقش ، پس خود او است كه براى مؤمنين شفاء و رحمت و هدايت است - دقت بفرمائيد . و به همين جهت خداى سبحان كلام را در اين آيه با خطاب به عموم مردم آغاز نمود و فرمود : * ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ » ) * ، روى سخن را به خصوص مشركين و يا خصوص مشركين مكه نكرد ، با اينكه آيه شريفه در سياق ، گفتگو با آنان بود ، و اين خود دليل بر گفته ما است كه گفتيم صفات چهارگانه قرآن ( 1 - موعظه 2 - و شفاء ما فى الصدور 3 - هدايت 4 - و رحمت ) مربوط به عموم مردم است ، نه يك طائفه خاصى از مردم . اين بود نظريه ما در تفسير آيه مورد بحث ، ولى ديگر مفسران حرفهاى ديگرى زده‌اند ، و يكى از حرفهاى عجيبى كه بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند اين است كه : « منظور از رحمت تنها آن مهر و محبتى است كه مؤمنين در بين خود و با يكديگر دارند » و ليكن اين حرف خطاء است و بطور قطع سياق آيه آن را دفع مىكند .
* ( « قُلْ بِفَضْلِ اللَّه وَبِرَحْمَتِه فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ » ) * كلمه « فضل » به معناى زيادت است ، و اگر « عطيه » را فضل مىنامند بدين جهت است كه عطاء كننده غالبا چيزى را عطاء مىكند كه مورد احتياج خودش نيست . بنا بر اين ، اگر در آيه مورد بحث فيضهايى را كه خداى تعالى بر بندگانش افاضه فرموده فضل خوانده براى اين است كه اشاره كند به اينكه خداى تعالى بى نياز است ، نه احتياج دارد به اينكه چيزى را به خلق افاضه كند و نه به آن خلقى كه مورد افاضه اوست نيازمند است ( پس هم ايجاد خلق مورد افاضه اش فضل است ، و هم افاضه به آنان ) . و اين نيز بعيد نيست كه منظور از « فضل خدا » رحمت رحمانيه او و عطائى باشد كه بر عامه خلق خود دارد ، و منظور از كلمه « رحمت » خصوص افاضه اى باشد كه بر مؤمنين از خلقش دارد ، چون رحمت سعادت دينى وقتى منضم شود به نعمت عمومى در زندگى مادى - اعم از ارزاق و ساير بركات عامه - مجموع آن رحمت و اين نعمت سزاوارتر به فرح و خوشحالى و بجاتر
هامش
( 1 ) تفسير المنار ، ج 11 ، ص 403 .