آسمانها و زمين از آن او است ، شما مشركين هم هيچ دليلى بر اين گفته خود نداريد ، چرا چيزى را كه نمىدانيد به خدا نسبت مىدهيد ؟ ( 68 ) .
بگو آنهايى كه سخن و اعتقاد بى دليل و دروغ خود را به خدا افتراء مىبندند رستگار نخواهند شد ( 69 ) .
( همه اين عقائد خرافى و گفتار باطل براى طمع ) متاع دنيا است و آن گاه بازگشتشان به سوى ما است ، همين كه نزد ما منتقل شدند به خاطر كفرى كه يك عمر ورزيدند عذابى شديد به ايشان مىچشانيم ( 70 )
.
بيان آيات
در اين آيات به اوصاف قرآن كريم و صفات كريمه آن برگشته و به دنبالش مطالبى متفرق آمده كه با آيات قبل كه مربوط به غرض سوره بود مرتبط است ، و نيز در آن ، كلماتى در موعظت و حكمت و استدلال بر اثبات مطالبى گوناگون ، و كلماتى در اوصاف اولياء اللَّه و بشارت به آنان آمده .
* ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ . . . » ) *
راغب در كتاب مفرداتش گفته : ماده « وعظ » به معناى بازداشتن و منع كردن كسى است از كارى همراه با ترسانيدن . و نيز گفته است كه خليل گفته : وعظ به معناى تذكر دادن است به انجام عملى خير ، به بيانى كه دل شنونده را براى پذيرفتن آن تذكر نرم كند . و كلمه « عظة » و همچنين كلمه « موعظة » هر دو اسم مصدرند « 1 » و كلمه « صدر : سينه » معنايش معروف است و چون مردم مىبينند كه جاى قلب داخل قفسه سينه است و از سوى ديگر معتقدند كه آدمى هر چه مىفهمد به وسيله قلبش احساس مىكند ، و با همين عضو است كه امور را تعقل نموده يكى را محبوب مىدارد و يكى ديگر را مبغوض ، يكى را دوست مىدارد و از ديگر كراهت دارد ، به چيزى و يا كسى اشتياق مىورزد و به چيزى اميدوار و آرزومند مىشود از اين رو سينه را مركز اسرار قلب و صفات روحى دانسته و آن را خزينه فضائل و رذائل شمردهاند .
فضائل را اثر سلامتى قلب و استقامت آن دانسته ، و رذائل را بيمارى آن و رذالت را درد و مرض شمردهاند ، و لذا مىگويند : من سينهام را مثلا با گرفتن انتقام از فلانى شفا دادم ، پس « شفاء الصدور » و همچنين شفاء آنچه در سينه ها است دو تعبير كنايى است ، و كنايه است از
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « وعظ » .