تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
شد كه راه هدايت همان راهى است كه او مىرود ، آن وقت است كه در گمراهى استوار شده و ضلالتش حتمى و براى هميشه اميد رستگاريش قطع مىگردد ، پس وقتى چنين پندارى از لوازم ضلالت باشد جمله * ( « وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ » ) * به منزله تفسير جمله * ( « حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ » ) * خواهد بود ، هم چنان كه همين پندار در آيه « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً » « 1 » و آيه « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ » « 2 » بعنوان يكى از لوازم ضلالت ذكر شده و آن را تفسير كرده است . آرى ، انسان تا زمانى كه در مسير فطرت راه مىرود و بر طبق نواميس خلقت قدم بر مىدارد حق را حق و سعادت را سعادت و خلاصه هر چيز را آن طور كه هست مىبيند ، و در نتيجه جز در برابر حق گردن نمىنهد ، و جز براى راستى و درستى خاضع نمىشود ، و جز چيزهايى را كه خير و سعادتش در آن است اراده نمىكند ، اين فطرت آدمى است كه اگر توفيق هم رفيق شد و انسان به راه هدايت افتاد سعى مىكند تمامى مقاصد خود را با مصداق حقيقيش تطبيق دهد ، مثلا در عبادت كه يكى از مقاصد او است جز خدا را كه مطلوب و مقصود حقيقى او است و بندگى در برابر او مصداق حقيقى عبادت است نمىپرستد ، و جز حيات دائمى كه سعادت مطلوب او است طلب نمىكند . اما اگر توفيق رفيقش نشد و در نتيجه از راه ، پرت و منحرف گرديد ، دلش از حق به سوى باطل و از خير به سوى شر و از سعادت به سوى شقاوت بر مىگردد ، آن وقت است كه هواى نفس را معبود خود گرفته و شيطان را مىپرستد ، براى بتها سر فرود مىآورد ، از عالم ملكوت چشم پوشيده دل به دنيا مىبندد ، و چشم به زخارف مادى آن مىدوزد . چنين كسى عقيده اش نسبت به هر عملى كه انجام مىدهد اين است كه همين طور بايد آن را انجام داد ، و خيال مىكند كه در عمل خود راه راست را يافته است ، در نتيجه باطل را به عنوان حق ، و شر و شقاوت را به خيال خير و سعادت اخذ مىكند ، و در عين اينكه فطرتش سالم و محفوظ است در مقام عمل فطرت خود را با غير آن تطبيق مىدهد . خداى تعالى در اين باره مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها »
هامش
( 1 ) بگو آيا خبر دهيم شما راى از آنان كه از جهت عمل زيانكارترند ؟ همان كسانند كه زحماتشان در زندگى دنيا هدر رفته و پندارند كه رفتار نيك انجام مىدهند . سوره كهف آيه 104 ( 2 ) كسانى كه كافر شدند چه آنان راى انذار بكنى و چه نكنى ايمان نمىآورند ، زيرا خداوند بر دل و گوش آنان مهر زده و پرده اى چشمشان راى پوشانده است . سوره بقره آيه 7
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 96 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى