چه ارتباطى به ما قبل خود دارد ، و وجه اتصال آن به ما قبل چيست ؟ بعضى گفتهاند : اين كلام مردم را از معاد بيم مىدهد ، تا شايد كه از ترس آن ، احكام سابق الذكر را عمل كنند ، و احتجاج مىكند بر مساله معاد به مساله ابتداى خلقت .
بنا بر اين ، معناى اين جمله و جمله ما قبلش اين است كه : خدا را به خلوص بخوانيد و از مجازات روز حشر بترسيد ، و اگر مساله حشر به نظرتان بعيد مىرسد نظرى به ابتداى خلقت خود كنيد ، آن خدايى كه شما را از هيچ به وجود آورده قادر است كه بار ديگر مبعوثتان كند « 1 » .
و اين وجه صحيح نيست ، زيرا وقتى صحيح است كه جمله مزبور بخواهد قدرت خدا را بر عود ، تشبيه كند به قدرتش نسبت به بدء ، و اگر اين جمله در صدد چنين تشبيهى بود جا داشت به تعبير « كما بداكم يبعثكم و يجازيكم » نازل مىشد ، و به جاى اينكه بفرمايد : « برگشت مىكنيد » ، مجازات را كه غرض اصلى از انذار با آن حاصل مىشود صريحا ذكر مىكرد ، و مىفرمود : « خداوند مبعوثتان مىكند و مجازاتتان مىنمايد » و حال آنكه اينطور نفرموده ، پس با اين وجه نمىتوان اين جمله را به جمله قبل مربوط و متصل ساخت .
بعضى ديگر گفتهاند : اين جمله احتجاج عليه منكرين بعث است ، و مربوط است به چند آيه قبل كه مىفرمود : « فِيها تَحْيَوْنَ وَفِيها تَمُوتُونَ وَمِنْها تُخْرَجُونَ » و حاصل معناى آن اين است كه : محشور كردن شما براى خدا كارى ندارد ، و اين كار مشكلتر از آفريدنتان نيست « 2 » .
اشكالى كه در وجه قبلى بود در اين وجه نيز هست ، بعلاوه اينكه ، اين وجه بدون دليل خود را به زحمت انداختن است .
بعضى ديگر گفتهاند : اين جمله مستانفه و كلام تازه اى است و هيچ ربطى به ما قبل خود ندارد « 3 » . عده اى ديگر گفتهاند : متصل به ما قبل خود هست ، و معنايش اين است كه : زنهار ! خود را براى خدا خالص كنيد كه هر كسى به همان حالى مبعوث مىشود كه با آن حال از دنيا رفته است ، مؤمن بر ايمانش و كافر بر كفرش . « 4 »
اين وجه نيز مانند وجوه قبليش از سياق آيه ، دور است و آيه بر آن دلالت ندارد .
* ( « يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ . . . » ) *
راغب مىگويد : كلمه « سرف » به معناى تجاوز از حد است در هر عملى كه انسان انجام مىدهد و ليكن اين معنا در انفاق مشهورتر است « 5 » .
هامش
( 1 ) المنار ج 8 ص 376 - 375 و مجمع البيان ج 4 ص 411
( 2 و 3 و 4 ) مجمع البيان ج 4 ص 411
( 5 ) مفردات راغب ص 236