تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
ايمان دارند هدايت و رحمت است ( 203 ) . و چون قرآن خوانده شود بدان گوش داريد و خاموش مانيد شايد رحمتتان كند ( 204 ) . پروردگار خويش را به زارى و بيم در ضمير خود و به آواز غير بلند بامداد و پسينها ياد كن و از غفلتزدگان مباش ( 205 ) . زيرا كسانى كه نزد پروردگار تواند از بندگى وى سرپيچى نكنند و تسبيح او گويند و سجده وى كنند ( 206 ) . بيان آيات اين آيات آخر سوره است ، و در آنها مجددا غرضى را كه سوره بخاطر ايفاء آن نازل شده ذكر نموده يعنى به پيغمبرش دستور مىدهد به اينكه سيره حسنه و رفتار ملايمى را اتخاذ كند كه دلها را متوجه آن سازد تا نفوس بدان بگرايند ، و نيز تذكر ، و در آخر ذكر را هم توصيه مىكند .
* ( « خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ » ) * « اخذ به چيزى » ، به معناى ملازمت و ترك نكردن آن چيز است پس معناى اينكه فرمود : « بگير عفو را » اين است كه همواره بديهاى اشخاصى كه به تو بدى مىكنند بپوشان و از حق انتقام كه عقل اجتماعى براى بعضى بر بعضى ديگر تجويز مىكند صرف نظر نما و هيچ وقت اين رويه را ترك مكن ، البته اين چشمپوشى نسبت به بديهاى ديگران و تضييع حق شخص است ، و اما مواردى كه حق ديگران با اسائه به ايشان ضايع مىشود عقل در آنجا عفو و اغماض را تجويز نمىكند ، براى اينكه عفو در اين گونه موارد وادار كردن مردم به گناه است ، و مستلزم اين است كه حق مردم بنحو اشد تضييع گردد و نواميس حافظ اجتماع لغو و بىاثر شود ، و تمامى آيات ناهيه از ظلم و افساد و كمك به ستمكاران و ميل و خضوع در برابر ايشان و بلكه تمامى آياتى كه متضمن اصول شرايع و قوانين است از چنين اغماضى جلوگيرى مىكند ، و اين خود روشن است . پس منظور از اينكه فرمود : * ( « خُذِ الْعَفْوَ » ) * اغماض و نديده گرفتن بديهايى است كه مربوط به شخص آن جناب بوده ، و سيره آن حضرت هم همين بود كه در تمامى طول زندگيش از احدى براى خود انتقام نگرفت ، كما اينكه در بعضى از روايات راجع به ادب آن جناب گذشت . اين مطلب بنا به تفسيرى است كه ديگران در باره كلمه عفو كرده و آن را طورى معنا كرده‌اند كه مساوى با مغفرت است ، و ليكن در بعضى از رواياتى كه بعدا خواهد آمد از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرمود : « منظور از عفو وسط است » و اين تفسير با مضمون آيه