تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
ساير موجودات به مباشرت است ، نمودار و جلوه گر است ، اما نه بطورى كه بر خيزى و در صدد ديدنش بيفتى ، جدا است اما نه به مسافت ، نزديك است اما نه نزديك بودن مكان او با مكان ما ، لطيف است اما نه به اينكه جسم لطيفى داشته باشد ، موجود است ، اما نه موجود بعد از عدم ، آفريدگار است اما نه به اينكه اضطرار وادارش كرده باشد ، اندازه گير است اما نه به حركت ، اراده كن است اما نه به همت ، شنوا است ، نه بوسيله جهاز شنوايى ، بينا است ، نه بوسيله ابزار بينايى « 1 » . مؤلف : آن حضرت بطورى كه ملاحظه مىكنيد در اسماء و صفات خداى تعالى تنها اصل معانى آنها را اثبات نموده و خصوصياتى را كه مصاديق ممكنه آن دارند و نواقصى را كه در مصاديق مادى آن است از خداى تعالى نفى فرموده ، و اين نيز همان مطلبى است كه ما سابقا بيانش كرديم . و اين معانى در احاديث بسيارى از ائمه اهل بيت ( ع ) و مخصوصا از امام على ، امام حسن ، امام حسين ، امام باقر ، امام صادق ، امام كاظم و امام رضا ( ع ) در خطبه هاى بىشمارى وارد شده كه هر كس بخواهد بايد به كتب حديث مراجعه نمايد ، و خدا راهنما است . و در معانى الاخبار به سند خود از حنان بن سدير از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود : پس براى او شبيه و مانند و همتايى نيست ، و براى خداست اسماء حسنايى كه جز او كسى به آن اسماء ناميده نمىشود ، و آن اسماء همان است كه خداى تعالى آن را در قرآن كريم توصيف كرده و فرموده : * ( « فَادْعُوه بِها وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِه » ) * و اين اشخاصى كه مىفرمايد در اسماء خدا الحاد مىورزند از جهلشان است ، و نمىدانند كه چه مىكنند ، كفر مىورزند و خيال مىكنند كه كار نيكى مىكنند هم چنان كه فرموده : « وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّه إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ بيشتر ايشان ايمان نمىآورند به خدا مگر اينكه مشركند ( و خيال مىكنند ايمان دارند ) » و همينهايند آن كسانى كه در اسماء خدا الحاد ورزيده و آنها را در غير مواردش به كار مىبرند « 2 » . مؤلف : اين حديث گفتار ما را كه در باره معناى اسماء حسنى و الحاد در آن گذرانديم تاييد مىكند ، و اينكه فرمود : « جز او كسى به آن ناميده نمىشود » معنايش اين است كه جز او
هامش
( 1 ) توحيد ص 308 ح 2 ( 2 ) توحيد صدوق ص 324 آخر باب 50 و معانى الاخبار